مطلع دوم - قصاید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصاید - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مطلع دوم





  • سر تابوت مرا باز گشائيد همه
    بر سر سبزه ى باغ رخ من كبك مال
    پس بگوئيد ز من با پدر و مادر من
    بدرود اى پدر و مادرم، از من بدرود
    خط سيه كرده تظلم به در چرخ بريد
    بس كز آتش سرى و باد كلاهى فلك
    خاك من غرقه ى خون گشت مگرييد دگر
    چون درخت رز اگرتان رگ جان ببريدند
    گر من از خرمن عمرم شده بر باد چو كاه
    من عطاى ملك العرش بدم نزد شما
    اى طبيبان غلط گوى چه گويم كه شما
    ار عود صليب و خط ترساست خطا
    اى حكيمان رصد بين خط احكام شما
    خانه ى طالع عمرم ششم و هشتم كيد
    اى كرامات فروشان دم افسون شما
    رشته ى تب ز گرهتان رشته ى جان
    اى كسانى كه ز ايام وفا مي طلبيد
    چه شنيديد اجل را، اجل آمد گوئى
    يا شما را خط امن است و نه زين آب و گليد هم اسير اجليد ارچه امير اجليد
    هم اسير اجليد ارچه امير اجليد



  • خود ببينيد و به دشمن بنمائيد همه
    زار ناليد كه كبكان سرائيد همه
    كه چه دل سوخته و رنج هبائيد همه
    كه شدم فانى و در دام فنائيد همه
    كه شما در خط اين سبزه وطائيد همه
    بر سر خاك ز خون لعل قبائيد همه
    بس كنيد از جزع ار اهل جزائيد همه
    آب چندان ز رگ چشم چه زائيد همه
    جاى شكر است كه چون دانه بجائيد همه
    صبر كم گشت كه گم كرده عطائيد همه
    نامبارك دم و ناساز دوائيد همه
    ور مسيحيد كه در عين خطائيد همه
    همه ياوه است و شما ياوه درائيد همه
    چون نديديد كه جاماسب دهائيد همه
    علت افزود كه معلول ريائيد همه
    باز نگشاد كه در بند هوائيد همه
    نوش دارو طلب از زهر گيائيد همه
    كز فنا فارغ و مشغول بقائيد همه
    كه چنين سنگدل و بار خدائيد همه مرگ را زان چه كامير الامرائيد همه
    مرگ را زان چه كامير الامرائيد همه


/ 529