مسلمانان شده بود، به گونهاي كه رسول اكرمصلي الله عليه و آله و سلم براي حلّ اين مشكل منتظر وحي بود: (قد نري تقلّب وجهك في السّماء)[1]. گرچه خداوند، رسول اكرمصلي الله عليه و آله و سلم را كاملترين مصداق اهتداء معرفي كرد: (إنّك علي صراطٍ مستقيم)[2] و فرمود: هدايتيافتگان، سنگيني مسئله قبله را احساس نميكنند: (وإنْ كانت لكبيرة إلاّ علي الّذين هَدي الله)[3]، ليكن درخواست و انتظار آن حضرت به لحاظ طعن و تحقير كجانديشان و بدزبانان نسبت به اسلام و مسلمانان بود، نه بر اساس انگيزههاي شخصي يا قبيلهاي و يا نژادي. از اينرو خداي سبحان فرمود: (فلنولّينّك قبلة ترضاها)[4]. اين بدان جهت است كه انسان كاملي كه به مقام رضا رسيده و خدا از او راضي است چنانكه او از خدا راضي است: (رَضِي الله عنهم ورضوا عنه)[5]، رضاي نفسي يا قومي ندارد: (رضي الله رضانا أهل البيت)[6]. چنين انساني آنچه را خدا ميپسندند درخواست ميكند، آن هم به اذن الله. پس او قبلهاي را ميپسندد كه مرضي خدا باشد و خدا قبلهاي را ميپسندد كه از طعنْ مصون باشد.تذكر اين نكته سودمند است كه:
اوّلاً
اگر تحويل قبله، از باب نسخ باشد، از مصاديق نسخ سنّت به قرآن است،نه نسخ قرآن به قرآن؛زيرا قبلهبودن بيتالمقدّس با سنّت ثابت شده بود، نه با قرآن تا با نزول حكمِ قرآني اخير نسخ شود.ثانياً
روح نسخ در تشريع الهي به تخصيص زماني برميگردد، نه اينكه حكم قبلي از ريشه باطل بوده باشد. از اين رو تغيير در احكام الهي و از آن جمله تحويل قبله، از سنخ تحويل حق به حق است نه از قبيل تحويل باطل به حق.[1] ـ سوره بقره، آيه 144. [2] ـ سوره زخرف، آيه 43. [3] ـ سوره بقره، آيه 143. [4] ـ سوره بقره، آيه 144. [5] ـ سوره مائده، آيه 119. [6] ـ بحار، ج 44، ص 366.