روايتى در بيان مراد از وزن اعمال كه مى‏گويد عمل صفت كارى است كه انجام مى‏شود و قابل توزين (اصطلاحى) نيست و خدا جاهل نيست و احتياج به توزين اشياء ندارد - ترجمه تفسیر المیزان جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 8

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شنيدم كه فرمود: خداوند دو كفه ميزان را مانند آسمان و زمين آفريد، ملائكه عرض كردند:

پروردگارا! با اين ميزان چه كسى را مى‏سنجى؟ فرمود هر كه را كه بخواهم. و خداوند صراط را به تيزى دم شمشير آفريد، ملائكه عرض كردند پروردگارا از پلى به اين باريكى چه كسى را عبور مى‏دهى؟ فرمود: هر كه را كه بخواهم «1».

روايتى در بيان مراد از وزن اعمال كه مى‏گويد عمل صفت كارى است كه انجام مى‏شود و قابل توزين (اصطلاحى) نيست و خدا جاهل نيست و احتياج به توزين اشياء ندارد

مؤلف: حاكم در روايتى صحيح نظير اين روايت را از سلمان نقل كرده، و ظاهر آن اين است كه ميزان آخرتى هم مانند ميزان‏هاى دنيايى است، از روايات بسيار ديگرى نيز اين معنا استفاده مى‏شود، و ليكن بايد دانست كه اينگونه تعبيرات براى تقريب مطلب به ذهن ساده عوام است، بدليل روايات ديگرى كه ذيلا از نظر خواننده محترم مى‏گذرد.

در كتاب احتجاج در حديث هشام بن حكم از امام صادق (ع) دارد كه زنديقى از آن جناب پرسيد: آيا نه اين است كه اعمال وزن مى‏شود؟ فرمود: نه، عمل جسم نيست تا قابل سنجش باشد، بلكه صفت كارى است كه عامل انجام مى‏دهد، و ديگر اينكه كسى محتاج به سنجيدن است كه عدد و سنگينى و سبكى چيزى را نداند و بخواهد با كشيدن يا شمردن آن علم به مقدار آن حاصل كند، و خداوند چيزى برايش مجهول نيست. پرسيد پس معناى ميزان چيست؟ فرمود: ميزان به معناى عدل است. پرسيد: معناى اينكه خداى تعالى مى‏فرمايد:

" فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ" چيست؟ فرمود: معنايش رجحان عمل است «2».

مؤلف: اين روايت به خوبى شهادت مى‏دهد بر اينكه تعبيراتى كه در روايات قبلى بود براى نزديك كردن مطلب به اذهان است.

نكته لطيفى كه در اين روايت است و احتمال ما را تاييد مى‏كند اين است كه مى‏فرمايد:" عمل، صفت كارى است كه عامل انجام مى‏دهد"، چون اين جمله اشاره به اين مى‏كند كه مراد از اعمال در اين روايات حركات بدنى و طبيعى صادر از انسان نيست، زيرا اين حركات همانطورى كه در اطاعت هست عينا در معصيت هم هست، بلكه مراد از آن، صفات عارض بر اعمال است كه سنن و قوانين اجتماعى و يا دينى آن را براى اعمال معتبر مى‏داند، مثلا در حال جماع حركاتى از انسان سر مى‏زند كه اگر مطابق با سنت اجتماعى و يا اذن شرعى باشد نكاح و اگر نباشد زنا ناميده مى‏شود، و حال آنكه طبيعت حركت در هر دو يكى است. و امام (ع) از دو راه استدلال فرموده است: اول اينكه اعمال از صفاتند و


(1) الدر المنثور ج 3 ص 70

(2) احتجاج طبرسى ج 2 ص 98 ط نجف‏

/ 504