امر به معروف، نهى از منكر، تحليل حلائل، تحريم خبائث، و بر داشتن تكاليف شاقه، از مختصات اسلام است‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 8

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

معناى صرف اعتقاد فائده‏اى ندارد، چون هر قدر هم شخص اعتقاد به حقانيت آيات و شرايع الهى داشته باشد مع ذلك وقتى اطاعت و تسليم در كارش نباشد عملا حق بودن آن آيات را تكذيب كرده است.

و از اينكه رسول خدا (ص) را اسم نبرده و با سه وصف" رسول"،" نبى" و" امى" ياد كرده و مخصوصا از اينكه دنباله‏اش فرموده:" الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ" به خوبى بدست مى‏آيد كه آن جناب در تورات و انجيل هم به همين سه وصف معرفى شده است، چون غير از آيه مورد بحث كه راجع به شهادت تورات و انجيل بر نبوت آن حضرت است در هيچ جاى ديگر قرآن رسول خدا (ص) به مجموع اين اوصاف يك جا توصيف نشده، و اگر منظور از توصيف وى به اين اوصاف تعريف آن جناب به اوصاف آشناى در نظر يهود و نصارا نبود در خصوص اين آيه وى را به اين اوصاف و مخصوصا صفت سوم توصيف كردن هيچ نكته‏اى را افاده نمى‏كرد.

امر به معروف، نهى از منكر، تحليل حلائل، تحريم خبائث، و بر داشتن تكاليف شاقه، از مختصات اسلام است‏

و همچنين ظاهر آيه دلالت و يا حد اقل اشعار دارد بر اينكه مساله امر به معروف و نهى از منكر و خلاصه امور پنجگانه‏اى كه رسول خدا (ص) در اين آيه به آن امور وصف شده همه از علائمى است كه از آن جناب در تورات و انجيل ذكر شده است، و بر اينكه اين امور از مختصات پيغمبر اسلام و ملت بيضاى او است- و همين طور هم هست- براى اينكه هر چند به شهادت آيه" لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ" تا آنجا كه مى‏فرمايد:" وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ" «1» ساير امم صالح نيز به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر قيام مى‏كرده‏اند، و به شهادت آيه" قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ" «2» حلال دانستن طيبات و حرام دانستن خبائث و پليديها تا اندازه‏اى از فطرياتى بوده كه همه اديان بر آن اتفاق داشته‏اند، و همچنين هر چند مساله برداشتن موانع و غل و بندهاى معنوى از دست و پاى بشر تا حدى در شريعت عيسى (ع) هم بوده و حكايت قرآن در آيه" وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ" «3» بر آن دلالت و آيه" قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ"


(1) ايمان آورند به خدا و روز جزا، و امر به معروف و نهى از منكر كنند، و در خيرات شتاب كنند، و آنان از شايستگانند. سوره آل عمران آيه 114

(2) بگو چه كسى جامه‏اى راى كه خدا براى بندگان خويش پديد آورده با روزى‏هاى پاكيزه حرام كرده است. سوره اعراف آيه 32

(3) آمده‏ام تا تورات راى كه پيش از من بوده تصديق كنم و بعضى چيزها كه بر شما حرام شده برايتان حلال كنم. سوره آل عمران آيه 50

/ 504