اشكال بر كلام صاحب المنار و اشاره به روش قرآن در نقل داستانها و اشاره به اينكه عذاب در برابر خود عمل نيست، بلكه در مقابل لازمه عمل و قول است
اين بود كلام صاحب المنار در ذيل آيه مورد بحث، و ليكن خواننده محترم به خوبى مىداند اقوالى كه صاحب المنار نقل كرده مخصوصا دو قول اول هيچ شاهدى بر آنها در خود آيه ديده نمىشود، و روايات وارده در اين داستان نيز هيچ يك از آنها را تاييد نمىنمايد.و اما اينكه گفت:" اگر داستان وارده در آيه مورد بحث همان داستانى باشد كه در آيه" 143" يعنى آيه" لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ" وارد شده، لازمهاش اين است كه داستان گوسالهپرستى بنى اسرائيل در وسط اين داستان گنجيده شده باشد و اين از فصاحت قرآن بدور است".جوابش اين است كه وقتى از فصاحت قرآن بدور است كه عنايتى در كار نباشد و اما اگر عنايت و خصوصيتى در كار بيايد هيچ مانعى نيست از اينكه در وسط نقل داستانى به داستان ديگرى پرداخته شود، و امثال آن در قرآن كريم بسيار است، آرى اگر قرآن كريم كتابى تاريخى و رمانى مانند ساير رمانها بود البته اين انتقال به داستانى در خلال داستانى ديگر عيب شمرده مىشد، و ليكن قرآن كريم كتاب هدايت و دلالت و حكمت است، از هر قضيه و هر اتفاقى كه در ادوار گذشته رخ داده تنها آن قسمتش را نقل مىكند كه به كار هدايت بخورد.و اما اينكه گفت:" اگر رجفه بخاطر همان سؤال رؤيتى باشد كه در آيه" 143" بود جا داشت در اين آيه بفرمايد:" بما قال السفهاء منا" نه" بما فعل"، جوابش اين است كه مؤاخذهاى كه خداوند از ايشان كرده و ايشان را به رجفه مبتلا ساخته بخاطر نافرمانى ايشان بوده. و نافرمانى خود عمل و فعلى است، هر چند از قبيل گفتار باشد و لذا مىگوييم آيه" إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ" «2» بدون ترديد شامل گناهان زبانى از قبيل كلمات كفرآميز و دروغ و افتراء نيز مىشود، و على الظاهر جهتش همين است كه عذاب و كيفر در مقابل خود عمل نيست، تا گناهان زبانى را شامل نشود بلكه در مقابل چيزى است كه لازمه عمل و قول است، از قبيل اسائه ادب و يا عناد و يا بىاعتنايى به مقام پروردگار كه اينها جداگانه عمل شمرده مىشوند.علاوه بر اين، اين اشكال اگر وارد باشد و جواب نداشته باشد تازه اشكالى است كه بر اقوال منقول در المنار نيز وارد است. براى اينكه همه آن اقوال عذاب رجفه را در قبال سخن(1) تفسير المنار ج 9 ص 215(2) اين كيفرها كه مىبينيد جز كيفر همان اعمالى كه در دنيا مىكرديد نيست. سوره تحريم آيه 7