اشكال بر كلام صاحب المنار و اشاره به روش قرآن در نقل داستان‏ها و اشاره به اينكه عذاب در برابر خود عمل نيست، بلكه در مقابل لازمه عمل و قول است‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 8

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جريان ميقات موسى بوده «1».

اشكال بر كلام صاحب المنار و اشاره به روش قرآن در نقل داستان‏ها و اشاره به اينكه عذاب در برابر خود عمل نيست، بلكه در مقابل لازمه عمل و قول است‏

اين بود كلام صاحب المنار در ذيل آيه مورد بحث، و ليكن خواننده محترم به خوبى مى‏داند اقوالى كه صاحب المنار نقل كرده مخصوصا دو قول اول هيچ شاهدى بر آنها در خود آيه ديده نمى‏شود، و روايات وارده در اين داستان نيز هيچ يك از آنها را تاييد نمى‏نمايد.

و اما اينكه گفت:" اگر داستان وارده در آيه مورد بحث همان داستانى باشد كه در آيه" 143" يعنى آيه" لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ" وارد شده، لازمه‏اش اين است كه داستان گوساله‏پرستى بنى اسرائيل در وسط اين داستان گنجيده شده باشد و اين از فصاحت قرآن بدور است".

جوابش اين است كه وقتى از فصاحت قرآن بدور است كه عنايتى در كار نباشد و اما اگر عنايت و خصوصيتى در كار بيايد هيچ مانعى نيست از اينكه در وسط نقل داستانى به داستان ديگرى پرداخته شود، و امثال آن در قرآن كريم بسيار است، آرى اگر قرآن كريم كتابى تاريخى و رمانى مانند ساير رمانها بود البته اين انتقال به داستانى در خلال داستانى ديگر عيب شمرده مى‏شد، و ليكن قرآن كريم كتاب هدايت و دلالت و حكمت است، از هر قضيه و هر اتفاقى كه در ادوار گذشته رخ داده تنها آن قسمتش را نقل مى‏كند كه به كار هدايت بخورد.

و اما اينكه گفت:" اگر رجفه بخاطر همان سؤال رؤيتى باشد كه در آيه" 143" بود جا داشت در اين آيه بفرمايد:" بما قال السفهاء منا" نه" بما فعل"، جوابش اين است كه مؤاخذه‏اى كه خداوند از ايشان كرده و ايشان را به رجفه مبتلا ساخته بخاطر نافرمانى ايشان بوده. و نافرمانى خود عمل و فعلى است، هر چند از قبيل گفتار باشد و لذا مى‏گوييم آيه" إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ" «2» بدون ترديد شامل گناهان زبانى از قبيل كلمات كفرآميز و دروغ و افتراء نيز مى‏شود، و على الظاهر جهتش همين است كه عذاب و كيفر در مقابل خود عمل نيست، تا گناهان زبانى را شامل نشود بلكه در مقابل چيزى است كه لازمه عمل و قول است، از قبيل اسائه ادب و يا عناد و يا بى‏اعتنايى به مقام پروردگار كه اينها جداگانه عمل شمرده مى‏شوند.

علاوه بر اين، اين اشكال اگر وارد باشد و جواب نداشته باشد تازه اشكالى است كه بر اقوال منقول در المنار نيز وارد است. براى اينكه همه آن اقوال عذاب رجفه را در قبال سخن‏


(1) تفسير المنار ج 9 ص 215

(2) اين كيفرها كه مى‏بينيد جز كيفر همان اعمالى كه در دنيا مى‏كرديد نيست. سوره تحريم آيه 7

/ 504