ترجمه تفسیر المیزان جلد 8
لطفا منتظر باشید ...
از آن نداشتند، با اينكه خود را داناى به مجارى امور، و خصوصيات اسباب مىدانستند، و همين عذاب ناگهانى دليل بر اين است كه از مجارى امور آگهى نداشتند، و گر نه جا داشت وقتى مىديدند كه زمينه براى نزول عذاب فراهم مىشود با وسائل دفاعيى كه به خيال خود در اختيار داشتند از پيش آمدن آن جلوگيرى كنند،" فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ" «1»." وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ ..."" بركات" به معناى هر چيز كثيرى از قبيل امنيت، آسايش، سلامتى، مال و اولاد است كه غالبا انسان به فقد آنها مورد آزمايش قرار مىگيرد.در جمله" لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ" استعاره به كنايه به كار رفته، براى اينكه بركات را به مجرايى تشبيه كرده كه نعمتهاى الهى از آن مجرا بر آدميان جريان مىيابد، باران و برف هر كدام در موقع مناسب و به مقدار نافع مىبارد، هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد شده، و در نتيجه غلات و ميوهها فراوان مىشود، البته اين در موقعى است كه مردم به خداى خود ايمان آورده و تقوا پيشه كنند و گر نه اين مجرا بسته شده و جريانش قطع مىگردد.جمله" وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا ..." دلالت دارد بر اينكه افتتاح ابواب بركتها مسبب از ايمان و تقواى جمعيتها است، نه ايمان يك نفر و دو نفر از آنها، چون كفر و فسق جمعيت، با ايمان و تقواى چند نفر، باز كار خود را مىكند.جمله" وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ" دلالت دارد بر اينكه عذابى كه بر جمعيتها نازل مىشده به عنوان مجازات بوده، در بيان قبلى هم اين معنا را روشن و برهانى نموده و اثبات كرديم كه اينگونه عذابها در حقيقت اعمال خود مردم است كه به آنان بر مىگردد." أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ" كلمه" بيات" و همچنين" تبييت" به معناى شبيخون و شبانه بر سر دشمن تاختن است، كه يك نوع مكر به شمار مىرود، براى اينكه شب، هنگام خفتن و آسايش انسان است، و طبع آدمى متمايل به استراحت و صرفنظر كردن از هر كار ديگرى است.اين جمله متفرع بر ما قبل خود ذكر شده، و بنا بر اين، معنايش اين مىشود كه: وقتى