عروة بن ابي الجعد. - راویان مشترک نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راویان مشترک - نسخه متنی

حسین عزیزی، پرویز رستگار، یوسف بیات

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عروة بن ابي الجعد.

195عروة بن ابي الجعد.

( - پس از 61 ه . ق).

كنيه: (؟).

نسب: بارِقى، اَزْدى، اسدي.

لقب: كوفي.

طبقه: صحابي.

دانشمندان در باره نام پدر، نسب و علّت شهرت او نظريه هاي متفاوتي ارائه كرده اند. در اين ميان، آن چه مي توان گفت آن است كه او (عروه بارقى) است و شهرت او بيش تر به دليل داستاني است كه بدان اشاره خواهيم كرد و بيش تر جنبه هاي زندگي او از ديد شرح حال نگاران مستور مانده است.

او در كوفه ساكن شد و پس از چندي به مدائن و از آن جا به (بَرازُ الروز) در يك منزلي نهروان رفت وبه عنوان مرزبان در آن جا ماند.و ي همان كسي است كه رسول خدا(ص) ديناري بدو داد تا براي حضرت گوسفندي بخرد. او با همان مبلغ دو گوسفند خريد و يكي را به ديناري فروخت و در نتيجه، هم گوسفند مطلوب رسول خدا(ص) را آورد وهم يك دينار را. رسول خدا(ص) پس از شنيدن شرح ماجرا، عمل او را تأييد و در باره او دعا فرمود.

شوشتري با توجّه به اين كه نظير همين دعا در باره اشخاص ديگري نيز نقل شده، در اين كه شخصيّت واقعي اين داستان كه در بحث هاي فقهي مربوط به (بيع فضولى) از آن بسيار استفاده مي شود، چه كسي بوده است، ترديد امّا آية اللّه خوئي تعدّد نام افراد را بر تعدّد وقايع حمل كرده است.

بنابر گزارش ابن حجر، عروه اوّلين قصّه گو در شهر كوفه بوده است. در فتوحات روزگار ابو بكر در منطقه شام و به سركردگي خالد بن وليد حضور داشت و عمر قبل آن كه شريح را قاضي كوفه كند، او را همراه سليمان بن ربيعه براي تصدي امر قضا به كوفه فرستاد.

در روزگار عثمان و به امر او، ابتدا به كوفه و سپس همراه عدّه اي از بزرگان كوفه كه از كارهاي خليفه انتقاد مي كردند، به شام و سپس به حِمْص تبعيد شد.

طبقه و منزلت روايي عروه .

رجاليون شيعي و سنّي در باره شخصيّت روايي او كه از صحابه است، مطلب قابل ملاحظه اي نگفته اند، هر چند كه اهل سنّت همه صحابه را عادل مي دانند .شيخ طوسي و ديگر رجاليون شيعى، به ذكر نام او در شمار صحابه رسول خدا(ص) بسنده كرده اند.و ي از رسول خدا(ص)، سعد بن ابي وقّاص و عمر بن خطّاب روايت كرده است و سِماك بن حرب، شبيب بن غَرقَده، شريح بن هانى، شعبى، ابو اسحاق سبيعي و ديگران از او روايت كرده اند.

بر خلاف آن ها كه شمار روايات او را تنها سه مورد دانسته اند، نووي مدّعي است كه او سيزده روايت از رسول خدا(ص) نقل كرده است كه مسلم و بخاري بر يك مورد از آن ها اتّفاق دارند.

احاديث او را نويسندگان صحاح شش گانه و برخي از منابع شيعه نقل كرده اند. (1) .

دانشمندان به تاريخ درگذشت او تصريحي نكرده اند. تنها ذهبي او را در شمار درگذشتگان سال هاي 61 - 70 ه.ق. ياد كرده است. (2) .

منابع ديگر

الطبقات الكبري 6/ 34؛ كتاب التاريخ الكبير 7/ 31؛ تاريخ طبري 3/ 379؛ الجرح والتعديل 3/ ق 1/ 395؛ كتاب الثقات 3/ 314؛ رجال طوسي 24؛ تاريخ بغداد 1/ 193؛ الاستيعاب 3/ 1065؛ الانساب 1/ 254؛ مختصر تاريخ دمشق 16/ 346؛ اللباب في تهذيب الانساب 1/ 107؛ اسد الغابه 3/ 403؛ شرح نهج البلاغه 2/ 134؛ تهذيب الاسماء واللغات ق 1/ ج 1/ 331؛ تهذيب الكمال 20/ 5؛ تهذيب التهذيب 7/ 178؛ تقريب التهذيب 2/ 18؛ الاصابه 4/ 236؛ منهج المقال 220؛ مجمع الرجال 4/ 137؛ جامع الرواة 1/ 537؛ تنقيح المقال 2/ 251؛ معجم رجال الحديث 11/ 137؛ قاموس الرجال 6/ 298 (چاپ قديم).

1. نك: رجال صحيح بخاري 2/ 581 و رجال صحيح مسلم 2/ 115؛ بحار الانوار 41/ 338 و مستدركات علم رجال الحديث 5/ 232.

2. تاريخ الاسلام 5/ 185.

/ 160