وجه اينكه در تعليل معذب ساختن مجرمين فرمود:
ما هر چيز را به" قدر" آفريديم
" إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ" كلمه" كل شىء"- با فتحه لام- منصوب به فعل مقدر است، فعلى كه جمله" خلقناه" بر آن دلالت مىكند، و تقدير كلام" انا خلقنا كل شىء خلقناه" است، و جمله" بقدر" متعلق است به جمله" خلقناه"، و باء آن مصاحبت را مىرساند.و معناى آيه اين است كه:ما هر چيزى را با مصاحبت قدر" توأم با اندازهگيرى" خلق كرديم.و قدر هر چيز عبارت است از مقدار و حد و هندسهاى كه از آن تجاوز نمىكند، نه از جهت زيادى و نه از جهت كمى، و نه از هيچ جهت ديگر، خداى تعالى در اين باره مىفرمايد:" وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ" «1» پس براى هر چيزى در خلقتش حدى است محدود، كه از آن تجاوز نمىكند، و در هستيش صراطى است كشيده شده كه از آن تخطى نمىكند، و تنها در آن راه سلوك مىنمايد.و آيه مورد بحث در مقام تعليل عذاب مجرمين در قيامت است كه دو آيه قبل از آن سخن مىگفت، گويا شخصى پرسيده:چرا كيفر مجرمين ضلالت و سعير در قيامت و چشيدن مس سقر، شد؟ در پاسخ فرموده:براى اينكه ما هر چيزى را به قدر خلق كردهايم، و حاصلش اين است كه:براى هر چيزى قدرى است، و يكى از قدرها كه در انسان معين شده اين است كه خداى سبحان او را نوعى كثير الافراد خلق كرده، طورى خلق كرده كه با ازدواج و تناسل، افرادش زياد شود، و نيز مجبور باشد در زندگى دنيائيش اجتماعى زندگى كند، و از زندگى دنياى ناپايدارش براى آخرت پايدارش زاد و توشه جمع كند، و نيز يكى ديگر از قدرها اين است كه در هر عصرى رسولى به سوى ايشان بفرستد، و به سوى سعادت دنيا و آخرت دعوتشان كند، هر كس دعوت آن رسول را بپذيرد رستگار گردد و سعادتمند شود. (1) و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانههايش نزد ما است، و ما هيچ چيز را جز بقدر و به اندازه نازل نمىكنيم. سوره حجر، آيه 21.