ترجمه تفسیر المیزان جلد 19

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 19

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و خلاصه شاعر و يا مجنون بودن تو هم از غيب‏هايى است كه هيچ ترديدى در آن نيست.

بعضى «1» ديگر گفته‏اند:

مراد از غيب، علم غيب، و مراد از" كتابت"، اثبات است، و معناى جمله اين است كه:

نه، بلكه مى‏گوييم نكند علم غيب نزد ايشان باشد، و آنچه را مى‏دانند به عنوان شرع براى مردم اثبات مى‏كنند، و بر مردم واجب است كه ايشان را در آنچه اثبات كرده‏اند اطاعت كنند.

و بعضى «2» ديگر گفته‏اند:

معناى جمله" يكتبون"" يحكمون" است، يعنى بدانچه از غيب مى‏دانند حكم مى‏كنند.

" أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ" كلمه" كيد" به طورى كه راغب مى‏گويد:

به معناى نوعى حيله‏گرى است «3». ولى صاحب مجمع البيان آن را به مكر معنا كرده. بعضى ديگر گفته‏اند:

كيد به معناى هر عملى است كه مايه خشم پنهانى گردد «4».

از ظاهر سياق بر مى‏آيد كه مراد از كيد مكذبين، مكرى است كه با رسول خدا (ص) مى‏كردند، و نسبت‏هايى است كه به آن جناب مى‏دادند، از قبيل:

كهانت، جنون، شاعر بودن، و تقول، تا به اين وسيله مردم را از روى آوردن به وى روگردان كنند، و از او دور سازند، و به اين وسيله دعوتش باطل و بى‏اثر و نورش خاموش شود، و اين كيد (با همه ماهرانه بودنش) كيد به خودشان بود، چون در مرحله اول خود را از سعادت ابدى و از افتادن به راه حق محروم مى‏سازند، بلكه مى‏توان گفت:

(هر چند پيش خود خيال مى‏كنند كه عليه آن جناب نقشه مى‏ريزند ولى خبر ندارند كه) اين خداست كه به دست خودشان توفيق را از ايشان سلب نموده، دارد مهر بر دلهايشان مى‏زند.

بعضى «5» از مفسرين گفته‏اند:

مراد از كيدى كه در اين آيه آمده، خصوص آن عملى است كه در دار الندوه انجام دادند، و مراد از" فَالَّذِينَ كَفَرُوا" هم كه از آنان به مكذبين تعبير فرموده، همان افراد دار الندوه‏اند كه خدا كيدشان را درست عليه خود آنان به جريان انداخت، و در جنگ بدر به كشتنشان داد.

(1 و 2) روح المعانى، ج 27، ص 38.

(3) مفردات راغب، ماده" كيد".

(4 و 5) مجمع البيان، ج 9، ص 169.

/ 676