معناى" فلاح" و" ايمان" و اشاره به اينكه ايمان علاوه بر اعتقاد قلبى، التزام به لوازم و عمل به مقتضيات اعتقاد را نيز شامل مى‏شود - ترجمه تفسیر المیزان جلد 15

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 15

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نامبردگان، آرى تنها ايشان وارثانند (10).

آنان كه بهشت فردوس را ارث برده و هم ايشان در آن جاودانند (11).

بيان آيات‏

در اين سوره بر ايمان به خدا و روز قيامت دعوت شده و فرقهايى كه ميان مؤمنين و كفار هست شمرده شده است. صفات پسنديده و فضايى كه در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى كه در كفار هست ذكر شده و به دنبالش مژده‏ها و بيم‏ها داده كه بيمهاى آن متضمن ذكر عذاب آخرت و بلاهاى دنيايى است. بلاهايى كه امتهاى گذشته را به خاطر تكذيب دعوت حق از بين برد و منقرض ساخت. و از دوران نوح (ع) گرفته از هر امتى نمونه‏اى ذكر كرده، تا به عيسى (ع) رسيده است. سياق آيات اين سوره شهادت مى‏دهد كه اين سوره مكى است.

معناى" فلاح" و" ايمان" و اشاره به اينكه ايمان علاوه بر اعتقاد قلبى، التزام به لوازم و عمل به مقتضيات اعتقاد را نيز شامل مى‏شود

" قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ" راغب در مفردات مى‏گويد: كلمه" فلح"- به فتحه فاء و سكون لام- به معناى شكافتن است و لذا مى‏گويند" الحديد بالحديد يفلح- آهن با آهن شكافته مى‏شود". و كلمه" فلاح" به معناى ظفر يافتن و به دست آوردن و رسيدن به آرزو است. و اين به دو نحو است:

يكى دنيوى، و ديگرى اخروى، اما ظفر دنيوى رسيدن به سعادت زندگى است، يعنى، به چيزى كه زندگى را گوارا سازد. و آن در درجه اول بقاء و سپس توانگرى و عزت است.

و ظفر اخروى در چهار چيز خلاصه مى‏شود: بقايى كه فناء نداشته باشد، غنايى كه دستخوش فقر نشود، عزتى كه آميخته با ذلت نباشد و علمى كه مشوب با جهل نباشد، و به همين جهت گفته‏اند:" عيشى جز عيش آخرت نيست" «1».

پس اگر دست يابى به سعادت را فلاح خوانده‏اند، به اين عنايت است كه موانع را شكافته، كنار مى‏زند و رخسار مطلوب را نشان مى‏دهد.

و كلمه" ايمان" به معناى اذعان و تصديق به چيزى و التزام به لوازم آن است، مثلا ايمان به خدا در واژه‏هاى قرآن به معناى تصديق به يگانگى او و پيغمبرانش و تصديق به روز جزا و بازگشت به سوى او و تصديق به هر حكمى است كه فرستادگان او آورده‏اند. البته تا اندازه‏اى‏

(1) مفردات راغب، ماده" فلح".

/ 583