روزى على (عليه السلام ) به محضر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم شرفياب شد قيافه جذاب و صورت زيباى على (عليه السلام ) به قدرى جلوه داشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چنين پنداشتم كه ماه شب چهارده به من نزديك شده است .ماظننت الا انه اشرف على على القمر اليلة البدر(276)
225- شهيدى تنها
عايشه مى گويد: روزى على بن ابيطالب (عليه السلام ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اجازه ورود خواست . حضرت اجازه نفرمود، بار ديگر اجازه خواست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: يا على (عليه السلام ) داخل شو، چون على (عليه السلام ) داخل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخاست و او را در آغوش كشيد و پيشانيش را بوسيد و فرمود: پدرم فداى آن شهيد، پدرم فداى آن تنهاى شهيد.(277)
226- نام على (ع ) در چهارجا
روزى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: اى على ! من در چهار مقام و محل اسم تو را نزديك به اسم خود ديدم .وقتى مرا به سوى آسمان به معراج مى بردند همينكه به بيت المقدس رسيدم در روى صخره آن اين جملات بود:نيست معبودى ، مگر خدا، محمد است رسول خدا، او را تاءييد كردم به على كه وزير اوست .وقتى كه به سدرة المنتهى رسيدم بر آن ديدم اين كلمات را: نيست معبودى مگر من ، به تنهايى ، محمد است برگزيده از ميان آفريده هاى من ، من او را تاءييد كردم به على وزير او، او را به على يارى كردم .چون به عرش خداوند رسيدم ديدم : بر پايه هاى آن نوشته بود، من خدايى هستم كه هيچ معبودى نيست جز من ، محمد است حبيب من ، از ميان بندگان ، من او را تاءييد كردم به على ، وزير او و او را به على يارى نمودم .و چون به بهشت رسيدم ديدم بر در بهشت نوشته بود: نيست معبودى مگر من ، محمد است حبيب من از ميان