224- ماه منير پيامبر اسلام (ص ) - 1001 داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

1001 داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام) - نسخه متنی

محمدرضا رمزی اوحدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

منبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نشسته و مردم به بيعت با يكدستش هم اكتفا نمى كنند بلكه با هر دو دست راست و چپش بيعت مى كنند.

على (عليه السلام ) فرمود: اى سلمان ، هيچ فهميدى اول كسى كه روى منبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با او بيعت كرد چه كسى بود؟ عرض ‍ كردم : نه همين قدر مى دانم كه او را در سقيفه بنى ساعده ديدم وقتى كه با انصار مخاصمه مى كردند. و اول كسى كه با ابوبكر بيعت كرد مغيره بود و بعد از او بشيربن سعيد، سپس ابوعبيده بعد عمربن خطاب و بعد سالم غلام ابى حذيفه و معاذبن جبل ، على (عليه السلام ) فرمود: درباره اينان از تو سؤ ال نكردم ، بگو آيا فهميدى اول كسى كه از منبر بالا رفت و با ابوبكر بيعت كرد چه كسى بود؟ گفتم : نفهميدم ، ولى پيرمرد سالخورده اى را ديم كه بر عصاى خود تكيه كرده و ميان دو چشمش جاى سجده بود طورى كه بسيار جدى و كوشا در عبادت مى نمود. از منبر بالا رفت و در حال گريه گفت : شكر خدا را، كه قبل از مردن ترا در اينجا مى بينم ، دستت را براى بيعت دراز كن . ابوبكر دستش را جلو برد، او هم بيعت كرد و گفت : روزى است مانند روز آدم ! و از منبر پايين آمد و از مسجد خارج شد اميرالمؤ منين (عليه السلام ) پرسيد: اى سلمان ، آيا او را شناختى ؟ عرض كردم : نه ! ولى از گفتارش ناراحت شدم ، مثل اينكه مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به سرزنش گرفته بود. على (عليه السلام ) فرمود: او شيطان بود...

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به من خبر داد كه مردم در سقيفه با ابوبكر بيعت خواهند كرد بعد از آنكه بر سر حق اختلاف پيدا مى كنند و با دليل ما استدلال مى كنند، بعد به مسجد مى آيند و اول كسى كه با او بيعت مى كند شيطان است ، كه به صورت پير سالخورده اى جدى خواهد بود، كه اين حرفها را نيز خواهد گفت ، بعد خارج شه و شياطين خود را جمع مى كند. آنها هم در مقابلش سجده كرده و مى گويند: اى رئيس بزرگ ما، تو همان كسى هستى كه آدم را از بهشت راندى . او هم مى گويد: كدام امت بعد از پيامبرش گمراه نشد؟ خيال كرده ايد من ديگر راهى بر آنان ندارم ...(275)

224- ماه منير پيامبر اسلام (ص )

روزى على (عليه السلام ) به محضر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم شرفياب شد قيافه جذاب و صورت زيباى على (عليه السلام ) به قدرى جلوه داشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چنين پنداشتم كه ماه شب چهارده به من نزديك شده است .

ماظننت الا انه اشرف على على القمر اليلة البدر(276)

225- شهيدى تنها

عايشه مى گويد: روزى على بن ابيطالب (عليه السلام ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اجازه ورود خواست . حضرت اجازه نفرمود، بار ديگر اجازه خواست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: يا على (عليه السلام ) داخل شو، چون على (عليه السلام ) داخل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخاست و او را در آغوش كشيد و پيشانيش را بوسيد و فرمود: پدرم فداى آن شهيد، پدرم فداى آن تنهاى شهيد.(277)

226- نام على (ع ) در چهارجا

روزى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: اى على ! من در چهار مقام و محل اسم تو را نزديك به اسم خود ديدم .

وقتى مرا به سوى آسمان به معراج مى بردند همينكه به بيت المقدس ‍ رسيدم در روى صخره آن اين جملات بود:

نيست معبودى ، مگر خدا، محمد است رسول خدا، او را تاءييد كردم به على كه وزير اوست .

وقتى كه به سدرة المنتهى رسيدم بر آن ديدم اين كلمات را: نيست معبودى مگر من ، به تنهايى ، محمد است برگزيده از ميان آفريده هاى من ، من او را تاءييد كردم به على وزير او، او را به على يارى كردم .

چون به عرش خداوند رسيدم ديدم : بر پايه هاى آن نوشته بود، من خدايى هستم كه هيچ معبودى نيست جز من ، محمد است حبيب من ، از ميان بندگان ، من او را تاءييد كردم به على ، وزير او و او را به على يارى نمودم .

و چون به بهشت رسيدم ديدم بر در بهشت نوشته بود: نيست معبودى مگر من ، محمد است حبيب من از ميان

/ 367