معارف و معاریف نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

معارف و معاریف - نسخه متنی

مصطفی حسینی دشتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مأثوره . او مرجع ادبا و فضلاء عصر خويش بود و در صنعت غنا مهارت داشت ، جد او ادريس مربى ابومسلم صاحب الدعوه است . حفيد او امير ابونصر على بن ماكولا صاحب كتاب اكمال است . او به اول در خدمت محمد امين ابن هارون الرشيد بود و در جدال ميان امين و مأمون ، ابودلف با على بن عيسى بن ماهان مساعد و به محاربه طاهر شد و پس از كشته شدن على ، ابودلف به همدان رفت و طاهر او را به بيعت مأمون خواند و وى سر باز زد لكن آنگاه كه مأمون خود او را دعوت كرد به خدمت مأمون شتافت و خليفه او را حكومت كردستان داد و اين حكومت به ارث به فرزندان او ماند و سلسله حكام بنودلف بدو منسوبند و شهر كرج را كه پدر ابودلف پى افكنده بود به پايان برد و خود و خاندان و كسان او در آنجا اقامت كردند و اين كرج به جبل ميان همدان و اصفهان است و عبدالعزيز پسر او و احفاد او حكومت آن شهر و فرمانفرمائى نواحى جبل داشتند و شعراى عصر او را مدايح گفتهاند . از جمله عكوك شاعر است كه در مديح او گويد : انما الدناى ابودلفبين باديه و محتضره فاذا ولى ابودلفولت الدنيا على اثره و ديگر از شعراء مادح او ابوتمام طائى است و نيز بكر بن نطاح كه گويد : يا طالباً للكيمياء و علمهمدح ابن عيسى الكيمياء الاعظم لو لم يكن فى الارض الا درهمو مدحته لا تاك ذاك الدرهم و گويند : ابودلف او را بدين دو بيت ده هزار درم صله داد و اين امير را با آنكه خدمت خلفا داشت كتب بسيار است از جمله : كتاب النزه ; كتاب سياسة الملوك ; كتاب السلاح ; كتاب البزاة و الصيد ، اين كتاب ظاهراً همان است كه ابن النديم به نام كتاب الجوارح و اللعب بها ياد مىكند و باز ابنالنديم گويد او را صد ورقه شعر است . و او از 210 تا 225 به قول ابن خلكان سال وفات او به بغداد در قلمرو حكومت خويش فرمانروائى داشت .

ابودُلَف كاتب

(يا مجنون) ازدى ، محمد بن مظفر . يكى از غلاة در عصر غيبت صغرى . شيخ طوسى از شيخ مفيد و او از ابوالحسن و او از بلال مهلبى نقل كند كه گفت : از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه شنيدم مىگفت : ابودلف كاتب كه خداوند او را از آفات مصون ندارد ما در آغاز او را ملحد مىشناختيم و سپس به اظهار غلو و گزافهگوئى در باره معصومين پرداخت و پس از آن به فرقه مفوضه پيوست و وى چون به مجلسى وارد مىشد او را استهزاء مىنمودند و جماعت شيعه جز مدت كوتاهى او را نمىشناختند و پس از آن از او بيزارى مىجستند و بالاخره وى مدعى نيابت امام عصر شد و مورد لعن علماى شيعه گشت چه از نظر ما هر كسى كه پس از عمرى دعوى نيابت خاصه كند كافر و ضالّ و مضلّ است . (جامع الرواة)

ابودلف ينبوعى

مِسعر يا مَسعر بن مهلهل خزرجى ينبوعى ، جهانگرد مشهور قرن چهارم هجرى و متجاوز از نود سال زيسته است و بيشتر عمر را به گردش در بلاد مختلف سپرى كرده است . وى از اطرافيان صاحب بن عباد بشمار مىرفته ، قصيدهاى دارد مشهور به «ساسانيه» به زبان محلى عصر عباسى كه ثعالبى مشروحا آن را آورده است . وى در حدود سال 390 هـ ق درگذشت . (اعلام زركلى)

ابوالدنيا

على بن عثمان مغربى ، مرد افسانه در طول عمر . خطيب در تاريخ بغداد آورده كه وى در عهد خلافت ابىبكر متولد شد و به همراه پدر رهسپار كوفه گشت كه به خدمت اميرالمؤمنين (ع) برسد ولى پدرش در راه بمرد و خود به نزد اميرالمؤمنين (ع) آمد و حضرت حال پدر از او پرسيد وى گفت : در بين راه به چاه آبى رسيديم كه تشنه بوديم من از آن آب بنوشيدم ولى چون نوبت به پدرم رسيد چاه از نظر ما پنهان شد و پدر از تشنگى بمرد .

حضرت فرمود : تو عمرى دراز خواهى كرد زيرا هر كه از آن چاه بنوشد عمرش طولانى باشد . ابوالدنيا در سال 300 به بغداد آمد و شنيدم كه وى به سال 327 از دنيا رفته . (بحار:41/311)

ابودَهْبَل

وهب بن زمعه اسدى جمحى قرشى ، از اهالى مكه و از اعقاب جمح ابن لوىّ بن غالب ، از مشاهير شعراى عرب ، قبل از سال 40 هـ ق به شاعرى پرداخت و مرگش در تهامه بعد از سال 96 اتفاق افتاده است . او شاعرى عاشق پيشه بود و در غزلهايش از سه زن كه يكى از آنان عاتكه دختر معاوية بن ابىسفيان است نام مىبرد . او در طواف كعبه ـ كه روى زنان بايد باز باشد ـ عاتكه را ديد و دل درو بست و به سرودن ابيات عاشقانه در شرح عشق خود بدو پرداخت . به قدرى عاتكه را دوست داشت كه به دنبال او از مكه به دمشق رفت . داستان عشق او با

/ 2570