خوابى كه تعبير شد
ابن ابى الحديد نقل مى كند: در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله، ابوبكر براى شركت در جنگى از مدينه خارج شد، در همين ايام همسرش اسماء بنت عميس خواب ديد كه ابوبكر موهاى سر و ريش خود را حنا بسته و جامه سفيدى بر تن دارد، از خواب بيدار شد و براى عايشه نقل كرد.عايشه گفت: اگر خوابت درست باشد، پدرم كشته شده است؛ شروع به گريستن كرد. در همين حال رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و فرمود: ما أبكاها؟ چه چيزى سبب گريه عايشه شده؟ گفتند: اى رسول خدا؛ اسماء خوابى را درباره ابوبكر ديده و تعبير عايشه به شهادت اوست.
حضرت فرمود:
ليس كما عبَّرت عايشه، و لكن يرجع أبوبكر صالحا فيلقى أسماء، فتحمل منه بغلام، فتسميه محمّدا، يجعله اللَّه غيظا على الكافرين و المنافقين؛
چنان نيست كه عايشه تعبير كرده است، بلكه ابوبكر به سلامت باز مى گردد و از اسماء پسرى به دنيا مى آورد و نامش را محمّد بگذار و خداوند اين فرزند را مايه خشم كافران و منافقان قرار خواهد داد.
راوى گويد: درست همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد، واقع شد. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 6، ص 88. ]
زيرا وقتى محمّد بزرگ شد از ياوران باوفاى حضرت على عليه السلام گرديد و در صفين در ركاب آن حضرت جنگيد و سرانجام به دست منافقان و ياران معاويه به شهادت رسيد.
اسماء و حديث رد شمس
از روايات بسيار معتبر كه از شيعه و اهل سنت به طور متواتر نقل شده است، حديث رد شمس "بازگشت خورشيد" براى اميرالمؤمنين على عليه السلام است [ در كتاب سيماى پر فروغ و نيز الفصول المائه فى حياة ابى الائمه، دو اثر ديگر مؤلف درباره فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام حديث رد الشمس آمده است و توضيحات فراوانى درباره سند و متن روايت و نيز اشكالات و جواب آنها، داده شده است. ] و اين روايت را بسيارى از اصحاب مثل جابر بن عبداللَّه انصارى، ابو سعيد خدرى، ام سلمه و اسماء بنت عميس نقل كرده اند. طبق نقل موثق 33 نفر از محدثين و بزرگان علماى اهل سنت اين حديث را از اسماء بنت عميس در آثار خود آورده اند. [ احقاق الحق، ج 5، ص 533 - 522. ]ابو جعفر احمد بن محمد معروف به طحاوى "از علماى حنفى مذهب" از احمد بن صالح نقل مى كند: كسى كه در راه علم گام برمى دارد، سزاوار نيست از حديث اسماء سرپيچى كند؛ زيرا اين حديث از نشانه هاى نبوت است. [ سفينة البحار، ج 1، ص 663 ماده سما. ]