حارث بن منصور عبدى
حارث بن منصور، از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه در جنگ صفّين در ركاب حضرتش مجاهدت كرد.در يكى از روزهاى جنگ صفين ذونؤاس كه به معاويه پيوسته بود، هل من مبارز گويان به ميدان آمد و همرزم مى طلبيد و حارث بن منصور كه پسر عمويش بود براى مبارزه با او داوطلبانه وارد ميدان شد، آن دو پس از آن كه به يكديگر حمله ور شدند، اما وقتى هم ديگر را شناختند، ترك تخاصم كردند و هر كدام به اردوگاه خود برگشتند. [ وقعة صفّين، ص 270. ]
حارث بن نصر جشمى
[ در شرح ابن ابى الحديد حارث بن نضر خثعمى ضبط شده است. ]حارث بن نصر جشمى از اصحاب اميرمؤمنان عليه السلام و شاعرى توانا بود كه در صفّين حضور داشت.
نصر بن مزاحم از عبدالرحمان بن حاطب نقل مى كند كه عمروعاص از دشمنان سخت حارث بن نصر جشمى كه از ياران على عليه السلام است، بود و عمرو عاص در كمتر مجلسى مى نشست كه در آن از حارث بن نصر بدگويى نكند و بر او عيب نگيرد؛ زيرا حارث ابياتى در صفين در مذمت عمروعاص كه مى ترسيد با على عليه السلام در جنگ روبرو شود، سروده است كه دو بيت آن چنين است:
ليس عمروٌ بتارك ذكرَهُ الحَر
واضِعَ السيف فوقَ مَنكبِه الأي
مَنِ لا يَحسب الفوارس شيّاً
بَ مَدَى الدهر أو يُلاقى علياً
مَنِ لا يَحسب الفوارس شيّاً
مَنِ لا يَحسب الفوارس شيّاً
زيرا على عليه السلام شمشير خود را بر دوش راست خويش مى نهد و شجاعان و سواركاران را چيزى به حساب نمى آورد.
چون عمرو عاص حاضر نمى شد كه با على عليه السلام بجنگد، از اين رو حارث در همين قصيده اش او را هجو كرده است.
از اين رو عمروعاص همواره از حارث بن نضر مذمت مى كرد كه چرا اشعارى در صفين سرود تا ناچار شود به جنگ على عليه السلام برود و اين رسوايى برهنه شدن عورتش در تاريخ بماند.