جندب كشنده جادوگر - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


جندب كشنده جادوگر

جندب بن كعب به نقل كثيرى از مورخان همان كسى است كه در زمان خليفه سوم "عثمان بن عفان" جادوگر وليد بن عقبه حاكم كوفه را به قتل رساند و به قاتل جادوگر معروف گرديد. [ در كيفيت جادوگرى او بدين صورت هم نقل شده كه سر خود يا سر ديگرى را با شمشير مى بريد ولى به او ضررى نمى رسيد. سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 325؛ الاصابه، ج 1، ص 511؛ اسد الغابه، ج 1، ص 205. ]

بعد از اين حادثه، وليد او را زندانى كرد. وى هنگامى كه در زندان كوفه بود، شخصى نصرانى رئيس زندان بود. وقتى ديد جندب روزها روزه مى گيرد و شب ها به نماز مى ايستد، درباره او به تحقيق پرداخت تا اين كه دانست جندب انسان وارسته و مسلمان واقعى است از اين رو، مرد نصرانى اسلام آورد و مى گفت: ربّى ربُّ جندب و دينى على دين جُندب؛ پروردگار من پروردگار جندب است و دين من بر دين جندب است. [ الاغانى، ج 5، ص 156؛ ر. ك: اسد الغابه، ج 1، ص 305. ]

هم چنين وى به همراه بزرگانى از كوفه به علت انتقاد و عيب جويى از خليفه سوم در سال 33 هجرى به دستور عثمان از كوفه به شام تبعيد شدند. [ تاريخ طبرى، ج 4، ص 326. ]

جندب از جمله ياران باوفاى اميرمؤمنان عليه السلام است كه تا آخرين نفس از ولايت آن حضرت دفاع كرد و در جنگ صفين فرمانده پياده نظام حضرت بود و سرانجام در همين جنگ در ركاب مولايش حضرت على عليه السلام به شهادت رسيد. [ ر. ك: سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 326؛ الاصابه، ج 1، ص 511. ]

جويريه بن مسهّر عبدى

وى از اصحاب امام على عليه السلام و اعراب كوفه است [ رجال طوسى، ص 37، ش 4. ] كه در برخى جنگ هاى حضرت حضور داشت. [ رجال برقى، ص 5. ]

جويريه بسيار مورد اطمينان و وثوق و علاقه مندى حضرت على عليه السلام بود و از اصحاب سرّ آن حضرت به شمار مى آمد. روزى به او نگاه كرد و ندا كرد: يا جويرية ألحق بى لا أباً لك، ألا تعلم أنّي أهواك و اُحبّك؟ اى جويريه! نزد من بيا، مگر نمى دانى دلم هواى تو كرده و تو را دوست دارم. بعد با نوك پا به جويريه زد و فرمود: امورى را به تو مى گويم، تو آنها را حفظ كن. و بدين ترتيب در اسرار امور با حضرت على عليه السلام شريك شد و آگاه گرديد. [ قاموس الرجال، ج 2، ص 759. ]

راوندى در الخرائج و الجرائح مى نويسد: روزى، اميرمؤمنان عليه السلام به جويريه فرمود: لتعتلنّ إلى العَتل الزنيم و ليقطعنَّ يدك و رِجلك، ثم لَيصلُبَنَّك؛ اى جويريه! تو به دست مردى پست فطرت و فرومايه كشته خواهى شد، او ابتدا دست و پاى تو را قطع مى كند، سپس تو را به دار مى آويزد. مدتى بعد كه زياد بن ابيه از طرف معاويه والى كوفه گرديد، وى را احضار كرد و دستور داد دست و پاى جويريه را قطع كردند و سپس او را به دار كشيدند. [ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 202؛ قاموس الرجال، ج 2، ص 758. ]


جيش بن ربيعه "ابو المعتمر كنانى"

جيش بن ربيعه كنانى از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام است كه به ابوالمعتمر كنيه داشت. وى در نهروان حضور داشت و با شجاعت و تهورى خاص به حرقوص بن زهير "از سرداران خوارج" حمله ور شد و او را از پاى درآورد، و به هلاكت رساند. [ ر. ك: تاريخ طبرى، ج 5، ص 87. ]

/ 390