اويس قرنى
اويس فرزند عامر "عمرو" مرادى يمانى بود كه به اويس بن عامر و اويس قرنى شهرت داشت. او در عهد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان آورد، اما موفق به زيارت حضرت نشد به خاطر اطاعت از فرمان مادرش از مدينه بازگشت. وى در اصل اهل يمن بود، اما در زمان خلافت عمر در كوفه سكنا گزيد. [ ذهبى در سيرة اعلام النبلاء، ج 5، ص 70 در جريان ملاقات اويس با عمر بن خطاب به اين موضوع اشاره كرده است كه در پاورقى چند صفحه بعد همين شرح حال آمده است. ] و از بزرگان و اعلام تابعين [ ر. ك: همين كتاب، ص 34. ] است. [ اسد الغابه، ج 1، ص 151؛ الاصابه، ج 1، ص 219. ]او در زمره ياران با وفاى اميرالمؤمنين عليه السلام بود و با حضرت بيعت كرد كه تا پاى جان از ولايت امام عليه السلام دفاع كند. وى در جنگ جمل و صفين در ركاب حضرت جنگيد و در صفين به شهادت رسيد. [ رجال طوسى، ص 35، ش 15؛ وقعة صفين، ص 324؛ الاصابه، ج 1، ص 221 و 222. ]
هنگامى كه امير المؤمنين عليه السلام براى اولين بار وى را ديد، از سيماى نورانيش او را شناخت و فرمود: تو بايد اويس باشى؟ عرض كرد: بلى، من اُويسم. فرمود: بايد قرنى باشى؟ گفت: آرى، من اُويس قرنى ام. [ رجال كشى ص 98، ح 156. ]
منزلت اويس نزد پيامبر
درباره مقام و منزلت معنوى اويس همين كافى است كه رسول خداصلى الله عليه و آله آرزو مى كرد تا وى را ملاقات كند و مى فرمود:تفوح روائح الجنّة مِن قِبَل قرن، وا شوقاه إليك يا أويس القرنى، ألا و مَن لقيه فليقرئه مِنّي السلام؛
از جانب قرن بادهاى بهشت مى وزد، چه بسيار مشتاق توام اى اويس قرنى، آگاه باشيد، هر كسى كه او را ملاقات مى كند، سلام مرا به وى برساند.
شخصى پرسيد: اويس قرن كيست؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: وى شخص گم نامى است كه اگر از شما غايب است، در مقام يافتنش نيستيد و اگر نزد شما بود به حسابش نمى آوريد، امّا بدانيد كه با شفاعت وى امت دو قبيله ربيعه ومضر داخل بهشت مى شوند، او مرا نمى بيند ولى به من ايمان آورده است و عاقبت در ركاب خليفه و جانشين شايسته من "على بن ابى طالب" در صفين به شهادت خواهد رسيد. [ سفينةالبحار، ج 1، ص 53 ماده اوس. ]
در نقل ديگرى اميرالمؤمنين على عليه السلام مى فرمايد: رسول خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه: مردى از امت حضرتش را ملاقات خواهم كرد كه به او اويس قرنى گفته مى شود، او از گروه حزب اللَّه است كه مرگ او شهادت در راه خداست و به شفاعت او مثل دو قبيله ربيعه و مضر وارد بهشت مى شوند. [ سفينةالبحار، ج 1، ص 53 ماده اوس. ]