حريث بن جابر حنفى بكرى
حُرَيث بن جابر حنفى بكرى، از اصحاب على عليه السلام [ رجال طوسى، ص 39، ش 26. ] و از فرمانداران و حاكمان شرقِ كشوراسلامى از جانب حضرت بوده است. وى در زمان فرمانروايى اش در آن بلاد، دو دختر يزدجرد پادشاه ايران را به مدينه فرستاد و حضرت حسين عليه السلام يكى از دختران را كه نامش شهربانو بود به ازدواج خود در آورد و امام چهارم حضرت زين العابدين عليه السلام از وى به دنيا آمد و دختر ديگر را محمد بن ابى بكر اختيار كرد و از او قاسم بن محمد بن ابى بكر به دنيا آمد. از اين رو فرزند محمد بن ابى بكر با امام زين العابدين عليه السلام پسر خاله هستند. [ ارشاد مفيد، ج 2، ص 137. ]وى در صفّين حضور داشت و از شاعران اين جنگ به شمار مى رود. او امير و فرمانده نيروهاى بصره در صفّين بود. [ وقعة صفّين، ص 205. ] در همين جنگ، با عبيداللَّه بن عمر بن خطاب به مبارزه پرداخت و او را به قتل رساند. اشعارى از عبيداللَّه بن عمر، حريث بن جابر و صلتان عبدى به جاى مانده است كه دلالت بر اين امر دارد. [ ر. ك: همان، ص 299 و 300. ]
در جنگ صفين، پس از آن كه جمعى به دستور معاويه قرآنها بر سر نيزه ها كردند و بعضى از اصحاب اميرمؤمنان عليه السلام مخالفت خود را با ادامه جنگ اعلام نمودند، حريث در حمايت از حضرت خواستار ادامه نبرد با معاويه شد و بعد از سخنان روشن گرانه حضرت على عليه السلام برخى از رؤساى قبايل برخاستند و مطالى گفتند از جمله حريث برخاست و گفت:
ايها الناس، إنّ علياً لو كان خَلَفاً هذا الأمر لكان المَفزع إليه، فكيف و هو قائده و سائقه، و إنّه و اللَّه ما قَبِل من القوم اليوم الّا ما دعاهم إليه أمس، و...؛
اى مردم! همانا على عليه السلام جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله است، لذا فرمان و دستور با او است، در حالى كه او پيشوا و فرمانرواى سپاه است، به خدا سوگند على عليه السلام امروز چيزى از آنان قبول نمى كند، جز آن كه ديروز همان را به آنها پيشنهاد داده بود و حال اگر بر آنان رد كند و خواسته آنها را نپذيرد شما با وى مخالفت مى كنيد و كسى كه با على مخالفت كند، او به جاهليّت بازگشته يا مغرور شده است، پس هركس با ما مخالفت كند، بين ما و او چيزى جز شمشير نخواهد بود. [ ر. ك: همان، ص 485. ]
اين سخنان خالصانه وى كه حكايت از ايمان او به راه و رسم اميرالمؤمنين عليه السلام داشت، در دل سپاهيان حضرت اثر نكرد و متأسفانه ماجراى حكميت به وجود آمد.