بيعت با امام
پس از قتل عثمان، مهاجرين و انصار و شخصيت ها و بزرگانى كه در مدينه بودند دور خانه اميرالمؤمنين عليه السلام اجتماع كردند و با آن حضرت دست بيعت دادند و در راه اطاعت از ايشان تا پاى جان اعلان وفادارى نمودند.شيخ مفيد از جمله شيعيانى را كه در آن روز با حضرت على عليه السلام بيعت كرده اند نام محمد بن ابى بكر، مالك اشتر نخعى، كميل بن زياد، صعصعة بن صوحان، سليمان بن صرد خزاعى، رشيد هجرى، اويس قرنى، حارث همدانى و... نام برده است كه اين گروه ها با ميل و رغبت و رضايت قلبى به محضر امام عليه السلام شرفياب شدند و بيعت كردند و پيمان بستند كه در صلح و جنگ از آن حضرت اطاعت نمايند. بنابراين حجر بن عدى در زمره مهاجرانى است كه در اولين فرصت با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت كرد و اعلان اطاعت و فرمانبردارى نمود. [ ر. ك: كتاب الجمل، ص 114 - 101. ]
حجر و بسيج مردم كوفه در جنگ جمل
قبل از آن كه آتش جنگ جمل توسط سران ناكثين بر افروخته شود، اميرالمؤمنين از ربذه و ذى قار نمايندگانى از جمله عبداللَّه بن عباس و محمد بن ابى بكر را به جانب مردم كوفه فرستاد تا پيام حضرت را مبنى بر بسيج عمومى براى مقابله با جنگ افروزان جمل ابلاغ نمايند. [ تفصيل بيشتر اعزام نمايندگان امام عليه السلام به كوفه را در شرح حال عبداللَّه بن عباس، عمار ياسر، مالك اشتر و محمدبن ابى بكر در همين اثر ملاحظه نماييد. ]بر خلاف ابو موسى كه حاضر به همكارى با امام نبود، افرادى چون حجر بن عدى بدون درنگ در حمايت از خواسته آن حضرت پاسخ مثبت داد و سخنان بسيار جالب و كوبنده اى نيز ايراد كرد به طورى كه پس از گفتار حجر، مردم كوفه فرياد برآوردند: ما شنيديم و اطاعت مى كنيم و سلاح بر دوش گرفتند و از كوفه خارج شدند.
سخنان حجر بن عدى در آن روز كه حكايت از عمق ايمان و اعتقاد او به اميرمؤمنان عليه السلام و فرزندان آن حضرت داشت، چنين بود:
أيّها الناس، هذا الحسنُ بنُ على بن أبي طالب عليه السلام، و هو مَن عَرفتُم، أحدُ أبويه، النبىُّ الاُميّ صلى الله عليه و آله و الآخر الإمام الرَّضي المامونُ الوصيّ، و هو أحدُ اللَّذين ليس لَهما في ألإسلام شبيه، سَيّدَى شبابِ أهل الجَنّة و سِّيديّ سادات العرب، أكملهم صَلاحاً و أفضَلُهم عِلماً و عَمَلاً، و هو رسولُ أبيه إليكم، يَدعوُكم إلى الحقّ و يَسأَلُكم النَّصر، فالسعيدُ و اللَّه مَن وَدَّهُم و نَصَرَهُم، و الشقيُّ مَن تخلَّفَ عنهم بِنفسه عن مُواساتِهم، فانْفِروا مَعه رَحمِكم اللَّهُ خِفافاً و ثِقالاً، و احتَسِبُوا في ذلك الأجر، فانّ اللَّه لا يُضيعُ أجرَ المُحسنين؛
اى مردم، اين حسن بن على بن ابى طالب است، او را خوب مى شناسيد و مى دانيد كه جدش پيامبر اُمّى صلى الله عليه و آله و پدرش امام و وصى پيامبر امين است. اى مردم، حسن بن على و برادرش حسين بن على در اسلام شبيه ندارند، آن دو، آقا و سرور جوانان اهل بهشتند و سرور همه بزرگان عربند. اين دو برادر، از نظر صلاحيت، اكمل عرب و از نظر علم و عمل برتر آنانند و اكنون حسن بن على چنين شخصيتى از طرف پدرش به سوى شما آمده و شما را به حق و براى يارى پدرش فرا مى خواند. به خدا سوگند سعادتمند كسى است كه آنان را يارى كند و دوستشان بدارد و بدبخت كسى است كه از آنان تخلف نمايد و در حقشان كوتاهى كند. بنابراين دعوت آن حضرت را اجابت كنيد و با همه توان كوچ نمائيد، خداوند شما را رحمت كند و در اين راه اجر و پاداش براى خود به حساب آوريد، زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى گرداند.
پس از پايان سخنان حجر، مردم برخاستند و اطاعت خود را اعلام نمودند. [ كتاب الجمل، ص 255. ]
طبق نقل طبرى، حجر بن عدى برخاست و گفت:
ايها الناس، اجيبوا أميرالمؤمنين عليه السلام و انفروا خفافاً و ثِقالاً، مروا، أنا أوّلكم؛
اى مردم، اميرمؤمنان عليه السلام را اجابت كنيد و هر چه زودتر با سلاح و تجهيزات به سوى بصره حركت كنيد كه من نخستين كسى هستم كه حركت خواهم كرد. [ تاريخ طبرى، ج 4، ص 485. ]
حجر بن عدى در جنگ جمل در ركاب امير مؤمنان على عليه السلام جنگيد و از ولايت آن حضرت مردانه دفاع نمود، و به همين مناسبت شعرى سروده است. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 1، ص 145 و در ج 8، ص 52 اين اشعار را با تفاوتى در عبارت، نسبت به حجر بن عدى كه در جنگ صفين سروده، آورده است. ]