جرير بن كليب كندى
شيخ طوسى، او را از اصحاب اميرمؤمنان على عليه السلام به شمار آورده است. [ رجال طوسى، ص 37، ش 16. ]ابن حجر، وى را جُرى بن كليب نهدى نام مى برد و مى نويسد: او از ثقات است و از على بن ابى طالب عليه السلام و بشير بن خصاصيه نقل حديث كرده است. [ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 44. ]
جريش سكونى
جريش، از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام است كه با حضرت در صفّين مجاهدت كرد. هم چنين وى شاعر بود و قصيده اى نيز در جنگ صفّين سرود. از اشعار او پيداست كه او مردى شجاع و دلاور بوده است، به چند بيت از اشعار او توجه كنيد.
معاوىَ ما أفلت إلّا بجرعةٍ
نجوتَ و قد أدميت بالسَّوط بطنَه
فلا تكفُرَنْهُ و أعلمَن أنّ مثلَها
فان تفخروا يا بَنى بُدَيل و هاشمِ
فنحنُ قَتلنا ذا الكلاع و حوشبا
من الموتِ رُعْباً تحسبَ الشمسُ كَوكبا
أزوماً على فأس اللجام مُشذَّبا
إلى جنبها ما دارك الجرى أوكبا
فنحنُ قَتلنا ذا الكلاع و حوشبا
فنحنُ قَتلنا ذا الكلاع و حوشبا
- اى معاويه جز جرعه اى از شرنگ مرگ ننوشيده اى كه از ترس، خورشيد تابان را چون ستاره اى كوچك پندارى.
- از مرگ رستى و با تازيانه شكم "مركبت" را مجروح كردى و دهانه اسب بلند بالا را سخت كشيدى.
- آن را كتمان مكن و يقين بدان كه چنان واقعه اى هماره در ياد تو خواهد ماند.
- اگر شما افتخار مى كنيد كه دو فرزند بُديل را كشته ايد ما نيز در مقابل ذوالكلاع و حَوشب را كشته ايم.
- زير گرد و غبار با شمشيرهاى خود در برابرشان پايدارى كرديم و هر چيز جز پايدارى مذلت افزا بود.