سنان بن مالك نخعى
سنان بن مالك از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام بود [ رجال طوسى، ص 44، ش 24. ] و در صفّين حضور داشت.نصر بن مزاحم و ابن اثير نقل كرده اند: مالك اشتر در يكى از روزهاى جنگ صفين، سنان بن مالك را فراخواند و به وى دستور داد: به نزديك سپاه دشمن برود و ابو الاعور را براى مبارزه [ مبارزه به معناى نبرد انفرادى و جنگ تن به تن است كه غالباً اين رقابت رزمى در برابر ديدگان سپاهيان هردو طرف انجام مى شود. و اين نوع مبارزه يكى از رسم ها و سنت هاى جنگى اعراب است. ] دعوت كند. سنان گفت: از او براى مبارزه با خود دعوت كنم يا مبارزه با شما؟ مالك پاسخ داد: اگر تو را به مبارزه با او فرمان دهم، مى پذيرى؟ گفت: اگر مرا به مبارزه با تمام سپاه شام نيز فرمان دهى، اطاعت خواهم كرد. مالك روحيه سنان را تحسين كرد و برايش دعا نمود و گفت: اگر چه تو اهل شرف و با كفايتى اما نوجوان و كم سن هستى و او حاضر به جنگ با تو نيست؛ بنابراين او را براى مبارزه با من دعوت كن.
سنان به سوى خيمه گاه دشمن حركت كرد و پيام مالك را رساند، اما ابوالاعور ترسيد و بهانه تراشى نمود. [ وقعة صفين، ص 155؛ كامل ابن اثير، ج 2،ص 363؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 567. ]
سنان بن يزيد رهاوى "ابو حكيم"
سنان بن يزيد رهاوى، غلام آزاد شده بنى طهيه از قبيله بنى تميم بود. وى از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام است. وى مى گويد: هنگامى كه حضرت عازم منطقه صفّين بود، در ركاب ايشان وارد مدائن شديم، و حضرت در گفت و گويى فرمود:ايّاكم و كفر النعم، قالها ثلاثاً، فتحل بكم النقم؛
بر شما نباد از اين كه نعمت هاى خدا را كفران كنيد. سه مرتبه اين جمله را تكرار كرد؛ زيرا كفران نعمت سبب نقمت و نكتب شما مى شود. [ ر. ك: تاريخ بغداد، ج 9، ص 213. ]