اصبغ در نبرد صفين
او با حضرت پيمان مرگ بسته بود و حضرت هم او را چندان دوست و عزيز مى داشت كه از فرستادنش به ميدان نبرد دريغ مى نمود و او را براى روز مبادا ذخيره كرده بود. [ وقعة صفين، ص 443؛ ر. ك: شرح ابن ابى الحديد، ج 8، ص 82؛ قاموس الرجال، ج 2، ص 166. ]در يكى از روزهاى سخت صفين، معاويه چون ديد مردم عراق براى جنگ با او مسابقه گذاشته اند خطاب به لشكريان شام گفت: امروز روز آزمايش است، مبادا در شما سستى و كوتاهى مشاهده نمايم. حضرت امير عليه السلام هم يارانش را براى جنگيدن با معاويه فرا خواند و آنان را ترغيب مى نمود، در اين هنگام اصبغ بن نباته خدمت امام عليه السلام آمد و عرضه داست:
اى امير مؤمنان، شما مرا جزو لشكريان و شرطة الخميس قرار داده اى و از لحاظ اطمينان بر ديگران مرا مقدم مى دارى، با اين كه صبر و تحمل مرا در جنگ مى دانى و از شجاعت و دلاورى ام آگاهى، و اما لشكر شام را هر لحظه شكست تهديد مى كند و تا در ما رمقى هست نظر خود را به وسيله ما اجرا كن و به من اجازه دهيد به ميدان روم.
حضرت على عليه السلام در جواب او فرمود: تَقدَّم باسم اللَّه، به نام خدا حركت كن و به ميدان دشمن برو. [ وقعة صفين، ص 406. ] اصبغ با اجازه امام عليه السلام پرچم را برداشت و قدم به ميدان كارزار گذاشت.
سپس حمله كرد و چنان جنگيد كه معاويه را در جايگاه خود متزلزل ساخت وقتى از ميدان برگشت از شمشير و نيزه اش خون مى چكيد. [ وقعة صفين، ص 442. ]