اصبغ در سوگ اميرالمؤمنين - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اصبغ در سوگ اميرالمؤمنين

به همان اندازه كه اصبغ به اميرالمؤمنين عليه السلام عشق مى ورزيد و ابراز ارادت مى كرد، به همان اندازه در ضربت خوردن و شهادت آن امام عليه السلام سوخت و اشك ماتم ريخت.

او مى گويد: پس از آن كه اميرالمؤمنين عليه السلام به دست أشقى الاشقياء عبدالرحمن ابن ملجم مرادى ضربت خورد من با گروهى از جمله حارث همدانى و سويد بن غفله درب خانه امام عليه السلام جمع شديم و در كوچه نشستيم تا صداى گريه از ميان خانه امام بلند شد. بانگ ناله و افغان اطرافيان امام عليه السلام ما را به گريه انداخت، در اين هنگام حسن بن على عليه السلام از خانه بيرون آمد و فرمود: اى مردم، پدرم اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد: انصرفوا الى منازلكم؛ به خانه هاى خود بازگرديد.

اصبغ مى گويد: همه رفتند ولى من به جاى خود ماندم، و با اصرار فراوان اجازه ورود خواستم، امام حسن عليه السلام وارد خانه شد و بى درنگ برگشت و فرمود: داخل شو.

اصبغ مى گويد: چون وارد اتاق شدم، و حضرت را چنان ناخوش و بيمار ديدم كه بى تاب شدم و به پاى حضرت افتادم و آن را مى بوسيدم و مى گريستم. امام عليه السلام با همان صداى نحيف و در شدت درد و بيمارى فرمود: لا تبك يا أصبغ، فإنّها واللَّه الجنة؛ اى اصبغ، گريه نكن، به خدا قسم راه بهشت را مى پيمايم.

گفتم: فدايت شوم، به خدا قسم مى دانم شما به بهشت مى رويد، اما من بر حال خود و دورى و مفارقت از شما مى گريم. اصبغ كه شخصيتى وقت شناس بود، در همين حال احساس كرد كه ديگر آخرين روزهاى عمر امام عليه السلام است و ديگر آن بزرگوار را نخواهد ديد و از سخنان گهربار آن پيشوا محروم خواهد شد لذا از فرصت استفاده كرد و گفت: يا اميرالمؤمنين، جعلت فداك، حَدَّثنى بحديث سمعتَه من رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فإنّي أرانى لا أسمع منك حديثاً بعد يومي هذا ابداً؛ اى امير مؤمنان، حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم بفرماييد، شايد ديگر نتوانم بعد از امروز حديثى از شما بشنوم.

اميرالمؤمنين عليه السلام با همان حال نزار فرمود: اى اصبغ روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا خواست و فرمود: مردم را مخاطب قرار بده و بگو:

ايّها الناس، إنى رسول رسول اللَّه اليكم و هو يقول لكم: ألا إنّ لعنة اللَّه و لعنة ملائكته المُقرّبين و أنبيائه المرسلين و لعنتي على مَن انتمي إلى غير أبيه او ادَّعى إلى غير مَواليه او ظلم أجيراً أجرَه؛

اى مردم، من فرستاده رسول خدا به سوى شمايم، پيامبر فرمود: لعنت خدا و فرشتگان مقرب پروردگار و انبياء مرسل و لعنت من بر كسى كه خود را به غير پدر خود منتسب نمايد و يا به غير مولاى خود دعوت كند و يا به اجيرى ظلم نمايد.

اى اصبغ، من به دستور پيامبر به مسجد رفتم، آن چه پيامبر فرموده بود با مردم در ميان گذاشتم، اما همين كه از منبر پايين آمدم عمر بن خطاب جلو آمد و گفت: پيام رسول خدا صلى الله عليه و آله را ابلاغ كردى اما كلامى مجمل گفتى و تفسيرش را بيان نكردى. گفتم: خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض مى كنم، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود به آنان بگو:

ايها الناس، ما كنّا لِنُجيئكم بشى ء إلّا و عندنا تأويلُه و تفسيرُه، ألا و إنّى أنا أبوكم، ألا و إنّي أنا مولاكم، ألا و إنّى أنا أجيركم؛

اى مردم، چيزى را براى شما نمى آوريم مگر تأويل و تفسيرش نزد ما است، آگاه باشيد همانا من پدر شمايم، آگاه باشيد همانا من مولاى شمايم، آگاه باشيد همانا من اجير شما هستم. [ امالى شيخ مفيد، مجلس 42، ح 3؛ امالى شيخ طوسى، مجلس 5، ح 4/191؛ بحارالانوار، ج 42، ص 204. ]

بنابراين هر كس نسبت به پدر خود ظلم كند و يا عقيده اى غير مولاى خود بپذيرد و يا حق اجيرى كه در هدايت و اسلام او كوشيده ضايع نمايد لعنت خدا و فرشتگان مقرب الهى و رسولش و لعنت پيامبر بر او خواهد بود.

از اين حديث به خوبى استفاده مى شود از اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام در لحظات آخر عمر مباركش به اين حديث اشاره كرده خواسته به او و هر كس كه اين كلام را مى شنود، بفهماند كه: على پدر امت است و هم مولا و هم اجير آنان است، و لذا هر كس به راهى غير از راه على برود و عقيده اى بر خلاف او انتخاب كند و حق او را ضايع نمايد لعنت خدا و فرشتگان و انبياء الهى بر او خواهد بود.

/ 390