ابو الاسود در مسند قضا
ابن إخوه حكايت مى كند: اميرالمؤمنين عليه السلام ابو الاسود دوئلى را به منصب قضا منصوب و پس از مدت كوتاهى او را عزل كرد. وقتى ابو الاسود فرمان عزل خود را شنيد، نزد امام رفت و علت را پرسيد. امام عليه السلام فرمود: اگر چه تو در دعواى خود صادق و در انجام وظيفه شرط امانت را رعايت كرده اى، لكن بازرسان من گزارش داده اند كه در هنگام محاكمه، صداى تو بلندتر از صداى متخاصمان بوده؛ بدين جهت تو را عزل كردم. [ معالم القربه، ص 203. ]ابوالاسود، خيرخواه امام بود، و نارسايى هايى كه از برخى كارگزاران مشاهده مى كرد، گوشزد مى نمود؛ از جمله خبر خيانت ابن عباس به بيت المال و فرار او را به مكه گزارش كرد. [ ر. ك: عقد الفريد، ج 4، ص 354. ]
ابو الاسود در سوگ اميرالمؤمنين عليه السلام و بيعت با امام حسن عليه السلام
پس از شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام ابو الاسود بر فراز منبر رفت و خطبه جالبى ايراد كرد و چنين گفت:
اى مردم! مردى از دشمنان خدا كه از دين خارج شده، اميرالمؤمنين عليه السلام را - كه خداوند چهره اش را با كرامت گرداند و او را پاداش عنايت كند - در حالتى كه براى تهجد و نماز شب به مسجد آمده بود و در شبى كه اميد مى رفت، شب قدر باشد، به قتل رسانيد. آه! چه شهيد بزرگوارى كه خداوند مقتل و روحش را گرامى بدارد، همانا روحش با نيكى و پرهيزگارى و ايمان و احسان به سوى خدا عروج كرد و با خاموش شدن نورش، نور خدا در روى زمين خاموش گشت و بعد از اين، ديگر روشن نمى گردد و ركنى از اركان خدا از بين رفت كه ديگر كسى مثل او نمى آيد. در مقابل اين مصيبت از خدا طلب صبر مى كنيم. إناللَّه و انا اليه راجعون.
سلام و رحمت خدا بر آن و روزى كه او به دنيا آمد و روزى كه به شهادت رسيد و روزى كه زنده و مبعوث خواهد شد.
سپس بسيار گريست، بعد مردم را به امامت امام حسن عليه السلام سفارش كرد و مطالبى در عظمت حضرت حسن عليه السلام بيان كرد؛ به دنبال سخنان وى، مردم با امام حسن عليه السلام بيعت كردند. [ الاغانى، ج 12، ص 380. ] وى سوگ سروده هايى هم در رثاى امام على عليه السلام دارد. [ ر. ك: اعيان الشيعه، ج 7، ص 403 در مروج الذهب، ج 2، ص 428 و الاغانى، ج 12، ص 318. ]