جندب در جنگ جمل
جندب از فرماندهان نيروهاى سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ جمل بود. شيخ مفيد روايت مى كند: او در جنگ جمل فرمانده نيروهاى ازد بود و در كنار مالك اشتر چنان مردانه به سپاه دشمن مى تاخت كه رعب و وحشت به جان نيروهاى سپاه جمل افتاده بود. ابن زبير مى گويد: من در طرف راست مردى ايستاده بودم، ناگهان فريادى از ميان سپاه برخاست كه مى گفت: اى گروه قريش! شما را از مقابله با دونفر يعنى جندب عامرى "غامدى" و مالك اشتر برحذر مى دارم. [ الجمل، ص 320 و 365. ]جندب در جنگ صفين
وى در صفين نيز فرمانده نيروهاى ازد و يمن بود كه بسيار مردانه جنگيد. او در يكى از روزها پرچم قوم خود را به دوش كشيد و به ميدان آمد و فرياد زد: و اللَّه لا أنتهى حتى أخضبَها؛ به خدا قسم، از ميدان باز نمى گردم تا پرچم را با خون رنگين كنم. مكرراً پرچم به خون آغشته شد تا اين كه مردى از اهل شام به مقابل وى آمد و او چنان بر مرد شامى شمشير زد، كه درجا او را به هلاكت رساند. [ وقعة صفين، ص 205 و 262 و 263 و 398 و 408؛ تاريخ طبرى، ج 5، ص 27. ]شيخ مفيد از امام باقر عليه السلام چنين نقل مى كند:
شهد مع على بن ابى طالب عليه السلام من التابعين ثلاثة نفر بصفين شهد لهم رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بالجنة و لم يرهم اويس القرنى، و زيد بن صوحان العبدى، و جندب الخير الازدى رحمة اللَّه عليهم؛
سه نفر از تابعين [ ر. ك: همين كتاب، ص 34. ] در جنگ صفين به شهادت رسيدند و با آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنان را نديده بود، بهشت را برايشان شهادت داد: يكى اويس قرنى، دومى زيد بن صوحان عبدى و سومى جندب الخير ازدى رحمت خدا بر هر سه آنان باد. [ الاختصاص، ص 82. ]