اعلم ازدى
او از بزرگان و اولياى اصحاب اميرالمؤمنين على عليه السلام به شمار مى رود. [ رجال برقى، ص 4. ]اعور شنى "بشر بن منقذ عبدى"
بشر بن منقذ معروف به اعور شنى عبدى از قبيله عبيد قيس شاعر معروفى است كه در جنگ جمل و صفّين حضور داشت و در ركاب اميرمؤمنان عليه السلام مجاهدت كرد. وى مردى شجاع و دلاورى نامدار بود كه اخلاص و ارادتش را در ميدان هاى نبرد نشان داد. [ اعيان الشيعه، ج 3، ص 576. ]وى اشعار زيادى دارد كه در كتاب وقعة صفّين نقل شده است.
اظهار ايمان به امام على عليه السلام و فرزندانش
اما وقتى سخن معاويه و اعتراض ابن حارث سكونى به سپاهيان اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد، اعور شنى برخاست و به اميرالمؤمنين به عنوان رضايت و رغبت نسبت به هر تصميم حضرت، چنين گفت:
اى اميرالمؤمنين! ما آنچه اهل شام به معاويه گفته اند و اعتراض كرده اند به شما نمى گوييم، بلكه ما مى گوييم: خداوند هدايت و سرورى و آقايى تو را زياد كند، تو به نور خدا مى نگرى و افرادى را مقدم مى دارى و افرادى را مؤخر، پس هر چه دستور دهى بر ماست كه انجام دهيم و شما امام ما هستى و اگر از ميان ما رفتى اين دو فرزندت حسن و حسين بعد از شما امامان ما هستند.
اين مطالب را گفت، سپس افزود: قصيده اى در اين باره سروده ام، آيا آن را مى شنويد؟ امام فرمود: قصيده ات را بياور. او قصيده را قرائت كرد.
پس از اين اشعار هر كس در آن جمع امكان يا قدرتى داشت به اعور شنى هديه يا تحفه اى عطا نمود. [ وقعة صفين، ص 425. ]
اعور شنى سرانجام در سال 50 قمرى در شهر كوفه در حكومت زياد بن ابيه دار فانى را وداع گفت و به نقلى، وى از جمله شيعيانى بوده كه به دست زياد به شهادت رسيده است. [ اعيان الشيعه، ج 3، ص 576. ]