سماك بن عبد عوف - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


سماك بن عبد عوف

به گفته شيخ طوسى، سِماك بن عبد عوف از اصحاب على عليه السلام بود. [ رجال طوسى، ص 44، ش 26. ]

سمره بن ربيعه

شيخ طوسى، سمرة بن ربيعه را از اصحاب اميرمؤمنان عليه السلام به شمار آورده است. [ رجال طوسى، ص 44، ش 17. ]


سمير بن حارث عجلى

سمير بن حارث عجلى از اصحاب اميرمؤمنان عليه السلام بود. وى در صفّين حضور داشت و عمروعاص اشعارى درباره روبرو شدن با وى سروده است. [ وقعة صفّين، ص 384. ]

سمير "شمر - شتير" بن شريح همدانى

شيخ طوسى، سمير و به قولى شتير را از اصحاب على عليه السلام به شمار آورده كه در جنگ صفين حضور داشته و همراه با برادرانش به شهادت رسيدند. [ رجال طوسى، ص 45، ش 9. ]

طبرى و نصر بن مزاحم مى نويسند: سمير "شمر" بن شريح، از اصحاب على عليه السلام است كه در صفّين حضور داشت و همراه پنج برادر ديگرش به نام هاى: كُريب بن شريح، شرحبِيل، مَرتد، هبيره و يَريم همه از فرزندان شريح در همين نبرد به شهادت رسيدند. آنان از رؤسا و بزرگان قبيله بنى همدان بودند و يكى پس از ديگرى پرچم سپاه عراق را به دست گرفته و به شهادت مى رسيدند. پس از اين شش برادر، سفيان بن زيد و دو برادر ديگرش عبد بن زيد و كريب بن زيد، پرچم سپاه عراق را به دست گرفتند و جنگيدند و يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند. پس از شهادت اين نُه فرمانده دلاور سپاه على عليه السلام، عميرة بن بشير و برادرش حارث بن بشير از قبيله همدان پرچم سپاه اميرمؤمنان على عليه السلام را در دست گرفتند و با لشكريان معاويه جنگيدند و اين دو برادر نيز به شهادت رسيدند و در اين نبرد هشتصد نفر از جوانان همدانى شركت داشتند كه در ميمنه سپاه مقاومت و ايستادگى نمودند كه صد و هشتاد نفرشان مجروح شدند و يازده فرمانده به شهادت رسيدند و سرانجام وقتى وهب بن كريب پرچم را برداشت و خواست به قلب سپاه دشمن پيش روى كند، شخصى از ميان قومش فرياد برآورد كه بس است ديگر اين پرچم را برگردان خداوند تو را بيامرزد كه اشراف و بزرگان قومت در اطراف اين پرچم شهيد شدند، تو ديگر جان خود و همراهانت را به خطر نينداز و آنان بازگشتند و آن نبرد را خاتمه دادند و مى گفتند: اى كاش براى ما جمعيتى از عرب بود كه بر مرگ پيمان مى بستند، بعد پيش رفتيم و ديگر بازنمى گشتيم يا پيروز مى شديم و يا كشته مى شديم. [ تاريخ طبرى، ج 5، ص 21؛ وقعة صفين، ص 252. ]

/ 390