حضور در نهروان
وقتى كه خوارج نهروان آماده جنگ با اميرالمؤمنين على عليه السلام شدند، حضرت على عليه السلام صحابى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله قيس بن سعد بن عباده را كه در ركابش بود، به سوى خوارج فرستاد؛ ولى گفتار سعد هيچ تأثيرى در روحيه خصمانه آنها نگذاشت و هم چنان بر طبل جنگ و مخالفت با حضرت مى كوبيدند. امام عليه السلام دوباره براى اتمام حجت صحابى بزرگ ابو ايوب انصارى را به سوى آنان فرستاد تا با صحبت و گفت و گو و موعظه و نصيحت جلو خونريزى را بگيرد. ابو ايوب وقتى مقابل خوارج قرار گرفت، آنها را مخاطب قرار داد و چنين گفت:اى بندگان خدا، ما و شما بر همان عهد و پيمان سابق پايداريم، و ميان ما و شما اختلافى نيست، پس چرا اين گونه در برابر ما لشكر آراسته ايد و كمر به قتل ما بسته ايد؟!
خوارج در پاسخ او به دليل واهى و بى منطقى تمسك كرده و گفتند: انّا لو تابعناكم اليوم حكّمتم غداً؛ اگر امروز هم فرمان شما را گردن نهيم و تابعيت شما را بپذيريم، باز شما چون گذشته، تن به تحكيم مى دهيد و حكم خدا را به غير خدا وامى گذاريد.
ابو ايوب گفت: شما را به خداوند سوگند مى دهم كه مبادا از ترس حوادثى كه شايد هرگز تكرار نشود، پيشاپيش فتنه اى برانگيزيد و آتش جنگى را شعله ور سازيد. [ كامل ابن اثير، ج 2، ص 404 ؛ تاريخ طبرى، ج 5، ص 83. ]
امير مؤمنان عليه السلام باز هم براى نجات افراد فريب خورده و اين كه شايد بتواند با مذاكره و گفت و گو جنگ را تبديل به صلح و دوستى كند، غير از پيام ها و اعزام نمايندگان، براى آخرين بار جهت هشدار، پرچمى به دست ابوايوب انصارى داد تا در ميان خوارج رفته و امان اميرالمؤمنين عليه السلام را به آنان اطلاع دهد، ابو ايوب پرچم را گرفت و نزديك آن گروه جاهل آمد و فرياد برآورد:
راه بازگشت باز است، هر كس زير اين پرچم بيايد در امان است و هركس قتلى نكرده و متعرض كسى نشده و كسى كه به كوفه يا مدائن برود و از اين گروه فاصله بگيرد او نيز در امان است، ما اگر خون برادران بى گناه خود را از قاتلان آنها قصاص كنيم، ديگر نيازى به ريختن خون شما نيست.
در اين هنگام جمعى از فريب خوردگان نهروانى در قالب پانصد نفر از خوارج به سركردگى فروة بن نوفل اشجعى از ميان جمع خارج شده و به محلى در اطراف نهروان به نام بندنيجين و دسكرة رفتند و عده اى هم متفرقه از گروه خوارج جدا شده و به كوفه بازگشتند، و حدود صد نفر هم زير پرچم ابو ايوب گرد آمدند و امام عليه السلام توبه همه آنان را پذيرفت و باقى مانده خوارج كه به قول طبرى 2800 نفر و به قول ابن اثير 1800 نفر بودند، بر مخالفت خود اصرار ورزيدند و به فرماندهى عبداللَّه بن وهب راسبى براى جنگ با امام عليه السلام آماده شدند. [ ر. ك: كامل ابن اثير، ج 2، ص 405 ؛ تاريخ طبرى، ج 5، ص 86 ؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 2، ص 272. ]