حمايت جاريه از امام نزد معاويه - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


حمايت جاريه از امام نزد معاويه

جاريه پس از شهادت اميرمؤمنان على عليه السلام با معاويه ملاقاتى داشت و بين او و جاريه مطالبى در فضيلت اميرمؤمنان على عليه السلام رد و بدل شده است.

جلال الدين سيوطى در تاريخ الخلفاء مى نويسد: جاريه بن قدامه بر معاويه وارد شد، معاويه از روى طعن و اعتراض به او گفت: اى جاريه، آيا تو همان كسى نيستى كه در ركاب على تلاش زيادى كردى و آتش فتنه او را شعله ور ساختى و در همه سرزمين هاى عربى به جولان پرداختى و خون اعراب را به ناحق ريختى؟ [ معاويه در اين گفتار، به مجاهدت هاى جاريه در سركوب بسر بن ارطاة و ديگر غارت گران دست پرورده خود اشاره مى كند و همين سخن معاويه نشان دهنده عمق جراحت هايى است كه توسط جاريه بر پيكر ارتش معاويه و سردار خون ريز و بى رحمش بسربن ارطاة و ابن حضرمى وارد شده است. درد و آلام سختى كه توسط جاريه بر معاويه وارد شده بود پس از گذشت آن همه سال هنوز تسكين نيافته بود، لذا در اين ملاقات به آنها اشاره كرد. ]

جاريه گفت: يا معاويه، دع عنك علياً فما أبغضنا علياً منذ أحببناه، لا غششناه منذ صحبناه؛ اى معاويه، با على كارى نداشته باش، به خدا سوگند از روزى كه او را دوست داشته ايم، لحظه اى كينه اش را به دل راه نداده ايم، و از روزى كه يار و حامى و مدافع او شديم، حتى يك لحظه هم به او خيانت نكرده ايم؛ بنابراين مواظب سخن گفتن خود باش و از او دست بردار.

معاويه براى آن كه عظمت او را بشكند و شخصيت او را پايين آورد به او گفت: واى بر تو اى جاريه، چه بسيار در نظر اهل و عشيره ات سبك و خوار هستى كه تو را جاريه نام نهاده اند.

جاريه گفت: اتفاقاً اين موضوع در مورد تو صادق تر است؛ زيرا همان طور كه مى دانى تو را معاويه "ماده سگ" ناميده اند. معاويه با شنيدن اين جواب، به او پرخاش كرد و گفت: اى بى مادر. جاريه گفت: من مادر دارم و مادرم مرا براى شمشير زدن زاييد، همان شمشيرى كه در ايام صفين درد جراحاتش را كشيدى هنوز هم آن شمشير در دستان ما است.

معاويه گفت: مرا تهديد مى كنى؟

جاريه گفت: تو نه با توسل به زور و اجبار به سلطنت رسيدى و نه با تكيه به عقل و خرد موفق به فتح و گشايش ممالك ما شدى، بلكه در قبال سلطنت و حكومت بر ما، به موازينى ملتزم شدى كه بايد به آنها پاى بند باشى و تا زمانى كه به تعهدهاى خود عمل كنى ما نيز به ميثاق خود وفادار خواهيم ماند و اگر بخواهى عهد خود را بشكنى، بدان كه در پشت سر خود ياران سلحشور و سپرهاى محكم و شمشيرهاى برنده بى شمارى را براى چنين روزهايى نگه داشته ايم و اگر يك وجب دستِ خيانت به سوى ما دراز كنى، ما با دستانى بلند، تو را آرام و به بدترين و مرگبارترين نوع خيانت گرفتار خواهيم ساخت.

معاويه چاره اى نديد جز آن كه كوتاه بيايد و از تهديد و يا اهانت به جاريه خوددارى كند و تنها به اين جمله بسنده كرد: لا أكثر اللَّه فى الناس امثالك؛ خداوند امثال تو را در ميان مردم زياد نكند. ولى جاريه او را سفارش به رعايت حقوق و گفتار معروف نمود. [ تاريخ الخلفاء، ص 176؛ ر. ك: عقد الفريد، ج 4، ص 27. ]

ابن حجر عسقلانى مى نويسد: وفات جاريه در زمان يزيد بن معاويه اتفاق افتاده است. [ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 20. ]

جاريه بن مثنى

جاريه بن مثنى از جمله ياران حضرت على عليه السلام است كه در صفين حضور داشته است. نصر بن مزاحم نقل مى كند: موقعى كه بعضى سپاهيان معاويه در صفين مثل ذوالكلاع حميرى دانست كه عمار ياسر در سپاه حضرت امير عليه السلام است، نسبت به حقانيت معاويه به ترديد افتاد و با ابونوح حميرى كه از خويشاوندانش بود و در سپاهيان حضرت على عليه السلام بود، به مشورت پرداخت كه به نزد عمرو عاص برود و او را متقاعد سازد كه با عمار ياسر ملاقات كند و در حقانيت حضرت على عليه السلام به گفت و گو نشيند، عمرو عاص موافقت كرد كه ابو نوح حميرى ترتيب اين ملاقات را بدهد لذا در حالى كه شرحبيل فرزند ذو الكلاع، ابو نوح را مراقبت و همراهى مى كرد به خيمه هاى سپاه حضرت على عليه السلام نزديك شد و به محضر عمار ياسر آمد كه با جمعى از يارانش نشسته بود. از جمله كسانى كه در كنار عمار ياسر بودند: جارية بن مثنى، هاشم مرقال، مالك اشتر، عبداللَّه بن حَجَل، خالد بن معمر و عبداللَّه بن عباس بودند. [ ر. ك: وقعة صفين، ص 330 و 337؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 8، ص 16 - 22. ]

/ 390