حذيفه والى مدائن - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


حذيفه والى مدائن

ابن اثير و ديگران نوشته اند: حذيفه را خليفه دوم "عمر بن خطاب" در سال شانزدهم و به قولى سال نوزدهم هجرى به ولايت و حكومت مدائن [ مدائن جمع مدينه به معناى شهر و نام هفت شهر به هم نزديك بوده است، و تيسفون مهم ترين و بزرگ ترين شهرها مدائن است كه مقر سلطنت و حكومت ساسانيان بوده است، و طاق كسرى كه از انوشيروان است در مدائن بوده و به ايوان مداين مشهور است. مدائن در زمان عمر بن خطاب فتح شد و والى آن سلمان فارسى بود و پس از فوت سلمان سركار آمدن عثمان، حارث بن حكم "برادر مروان حكم" را به ولايت آن جا منصوب كرد، اما چون ظلم بسيار به مردم نمود به عثمان شكايت بردند، و عثمان در اواخر عمر خود حذيفه را به فرماندارى مدائن منصوب كرد و حارث را بركنار نمود. "سفينة البحار، ج 1، ص 238، ماده حذف". ] برگزيد و در عهدنامه اى كه شهر براى مردم آن ديار فرستاد، يادآور شد كه: فرامين حذيفه را گوش كرده و از وى اطاعت كنيد و هر آن چه بر اموالتان مقرر مى كند، از قبيل: ماليات، زكات و ساير وجوهات، به وى بپردازيد.

وى هنگامى كه وارد حومه مدائن شد با استقبال گرم كشاورزان آن ديار مواجه گرديد كه براى خوش آمد گويى به والى جديد از شهر خارج شده بودند. حذيفه فرصت پيش آمده را مغتنم شمرد و عهدنامه خليفه دوم را براى آنان خواند.

مردم نيز پس از شنيدن حكم خليفه، خطاب به وى گفتند: هر چه مى خواهى از اموالمان بگير، ما در اختيار توييم. حذيفه گفت من تنها از شما قوتى مى خواهم كه شكم خود و حيوانم را سير كند. بدين سان وى در مدت طولانى حكومت خود در اين ديار، از اين روش عدول نكرد و همواره به عدل و انصاف رفتار كرد و سرزمين مدائن را آباد ساخت.

عمر پس از مدتى او را به مدينه فراخواند "و سلمان را به جاى او گمارد"، حذيفه وقتى بر عمر وارد شد، مثل حالت قبل از حكومتش بود، عمر اين حالت را از او ديد كه هيچ تغييرى قبل و بعد از حكومت بر مدائن براى او پيش نيامد، مجذوب او شد و نسبت به او اظهار علاقه كرد و گفت: انت أخى و أنا اخوك؛ تو برادر منى و من برادر توام. [ ر.ك: اسدالغابه، ج 1، ص392؛ اعيان الشيعه، ج 4، ص 604. ]

البته اين قول كه عمر به خطاب حذيفه را به حكومت مداين گمارده يا قول ديگر كه در پاورقى صفحه قبل آمده كه عثمان در اواخر عمرش او را منصوب كرد، با هم منافاتى ندارد؛ زيرا عمر در سال 16 يا 19 هجرى او را به حكومت مداين نصب كرد و سپس او را عزل و سلمان را گمارد، و عثمان هم در اواخر عمرش حذيفه را به امارت مداين براى بار دوم نصب كرده و تا زمان خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين منصب باقى مانده است.

فتوحات حذيفه

حذيفه در سال 21 هجرى به منطقه نهاوند لشكركشى كرد، امّا مردم آن ديار بر سر پرداختِ ساليانه مبلغ معينى، با وى مصالحه كردند؛ سپس وى در رأس نيروهاى تحت فرمانش راه خود را به سوى دينور و "اسپيدان يا اسبيذهان" [ در فرهنگ معين اسپيدهان و در معجم البلدان، ج 1، ص 173 به لفظ اسبيذهان آمده است. ] ادامه داد و اين مناطق را فتح كرد و دوباره به قلمرو حكومت اسلامى بازگرداند. البته كمى پيشتر مسلمانان اين دو ناحيه را تسخير كرده بودند؛ امّا ساكنان آن شورش كرده و از زير سلطه حكومت اسلامى خارج شده بودند.

حذيفه همدان و رى را نيز در سال 22 هجرى با قدرت تمام و با به دست گرفتن ابتكار عمل فتح كرد. [ ر. ك: تاريخ طبرى، ج 4، حوادث سال 21 و 22 هجرى، ص 150 - 114؛ كامل ابن اثير، ج 2، حوادث سال 21 هجرى، ص 188 - 179. ]

/ 390