جميل بن كعب ثعلبى - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


جميل بن كعب ثعلبى

جميل بن كعب، از سادات ربيعه و از شيعيان و ياران اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه در جنگ جمل و صفين در ركاب آن حضرت شركت داشت.

علامه محسن امين از مداينى نقل مى كند: هنگامى كه قواى معاويه، جميل را به اسارت گرفتند، او را نزد معاويه بردند. معاويه خطاب به وى گفت: خدا را شكر كه بالاخره به چنگ ما افتادى، آيا مگر تو نبودى كه در جنگ جمل، چنين گفتى و سرودى:




  • أصبحت الاُمة فى أمرٍ عجب
    قد قلتُ قولاً صادقاً غير كذب
    إنّ غداً تهلك أعلام العرب



  • و الملك مجموعٌ غداً لِمَن غلب
    إنّ غداً تهلك أعلام العرب
    إنّ غداً تهلك أعلام العرب



- به راستى كه امت اسلام گرفتار امر عجبيبى شده است و سرانجام حكومت و خلافت از آن كسى خواهد شد كه در اين جنگ پيروز گردد.

- من اين سخنان را به گزاف نگفته ام و حتماً فردا جنگ، بزرگان عرب را در كام خود خواهد بلعيد. [ اشاره معاويه از يادآورى اين شعر، احتمالاً اين بود كه جميل در جنگ جمل تصور مى كرد، هر كسى در اين جنگ پيروز شود، آينده براى او خواهد بود و حال آن كه درست برعكس شد؛ زيرا با اين كه على عليه السلام در جمل و نهروان پيروز شد و در صفّين نيز در آستانه پيروزى بود، امابا تسلط يافتن معاويه بر جميل بن كعب سرانجام تصور جميل كاملاً غلط از آب درآمد. ]

وى در پاسخ معاويه گفت: در اين مورد سخن مگو كه سخن گفتنت نيز مصيبت است. معاويه گفت: چرا مصيبت است؟ چه نعمتى بالاتر از اين كه خدا مرا بر مردى - على عليه السلام - مسلط كرد كه فقط در ساعتى، جمع زيادى از بهترين ياران و اصحابم را به قتل رساند؟ پس از اين سخنان، معاويه دستور داد كه جميل را ببرند و گردنش را بزنند.

در اين لحظه جميل دست به دعا برداشت، معاويه با شنيدن دعاى وى گفت: خداوند تو را بكشد اى جميل، زيرا مرا نفرين كردى و در نفرينت زياده روى كردى و هم چنين مرا دعا نمودى و در دعايت نيز افراط كردى. سپس دستور داد كه او را آزاد كنند. [ اعيان الشيعه، ج 4، ص 222. ]

جندب بن زهير ازدى "جندب الخير"

جندب بن زهير ازدى غامدى، معروف به جندب الخير [ جندب الخير، به قولى همان كسى است كه در زمان حكومت وليد بن عقبه در كوفه مرد جادوگرى را به قتل رساند و قول قوى تر آن است كه قاتل مرد جادوگر، جندب بن كعب بوده است. "اسد الغابه، ج 3، ص 303". ] از بزرگان كوفه و از اصحاب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، و از آن حضرت و نيز از اميرالمؤمنين على عليه السلام نقل حديث كرده است. [ سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 325. ]

جندب، ايمان و وفادارى خود نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام را تا آن جا به منصه ظهور گذاشت كه در جنگ صفين در ركاب آن حضرت جنگيد و در همان جنگ به درجه رفيع شهادت رسيد. [ اسد الغابه، ج 1، ص 303. ]

/ 390