زحر، در جنگ جمل - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


زحر، در جنگ جمل

زحر بن قيس در جنگ جمل در ركاب اميرالمؤمنين على عليه السلام شركت داشته است؛ زيرا او حامل نامه امام عليه السلام از بصره به كوفه بوده، چنانچه در بالا اشاره شد و نيز اشعارى درباره جنگ جمل از وى نقل شده كه متضمن ولايت على عليه السلام و جانشينى بلافصل آن حضرت نيز مى باشد. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 1، ص 147. ]

زحر حامل نامه امام براى جرير

در وقعه صفين آمده: چون اميرالمؤمنين عليه السلام پس از فراغت از جنگ جمل به كوفه وارد شد، با كارگزاران و عاملان خود مكاتبه كرد و آنها را براى جنگ با معاويه و اطاعت از خود فرا خواند، از جمله نامه اى براى جرير بن عبداللَّه بجلى كه از زمان عثمان عامل هَمِدان [ هَمِدان در اين جا از شهرهاى ايران است. ] بود، نوشت و در آن نامه پيمان شكنى طلحه و زبير و لشكركشى آن دو به بصره و ظلم هايى كه بر عثمان بن حنيف و مردمان بى گناه روا داشتند و شكست سپاه جمل و بازگشت حضرتش به كوفه را در آن نامه يادآور شد و نامه را توسط زحر بن قيس جعفى براى او ارسال كرد.

چون نامه اميرالمؤمنين عليه السلام به دست جرير رسيد، از آن بسيار تجليل كرد و پيام امام عليه السلام را براى مردم خواند و آنان را براى اطاعت از آن حضرت عليه السلام دعوت نمود، سپس زحربن قيس كه گويا با سستى مردم در لبيك به دعوت امام مواجه شده بود، برخاست و خطبه اى خواند كه بخشى از آن خطبه چنين بود:

اى مردم، على براى شما نامه اى نوشته است كه باب هر سخن و كلامى را مسدود كرده، و هر چه بعد ازاو گفته شود بيهوده خواهد بود، اما با اين حال بايستى شما نامه او را پاسخ دهيد، و بدانيد كه مردم مدينه "مهاجر و انصار" بدون هيچ پروايى با او بيعت كردند و اين بيعت از روى دوستى و رفاقت نبوده بلكه به خاطر علم بسيار او به كتاب خدا و سنت و سيره پيامبر اسلام بوده است، و طلحه و زبير هم بيعت كرده بودند اما بدون هيچ دليل و علتى بيعت خود را شكستند و مردم را عليه او به شورش و جنگ دعوت نمودند و به هيچ چيز راضى نشدند مگر اين كه جنگى را بر او تحميل كردند و آنها ام المؤمنين عايشه را وادار به خروج كردند و عاقبت، اميرمؤمنان به ناچار با آنان مواجه گرديد. على عليه السلام در اين مواجهه آنان را پند داد و دعوت به ترك قتال نمود، همان طور كه با بقيه نيروهاى طلحه و زبير رفتارى نيكو و پسنديده داشت و مردم را به هر آنچه نيك است و در آن صلاحى است هدايت كرد. اين مطالبى كه گفتم اصل و خلاصه ماجراست كه ظاهراً شما از جزئيات آن بى خبر مانده ايد و اگر توضيح بيشترى مى خواهيد، به طور حتم به شما خواهيم گفت و لا قوة الّا باللَّه. [ وقعة صفين، ص 17؛ ابن ابى الحديد، ج 3، ص 70. ]

زحر بن قيس در اين مأموريت ضمن رعايت امانت دارى و رساندن نامه امام عليه السلام به جرير، خود در مقام تشويق مردم در اطاعت از رهبرى اميرمؤمنان عليه السلام و شركت در جنگ با معاويه، كمال تلاش و كوشش را كرد و در اطاعت از امام و پيشواى معصوم عليه السلام به وظيفه اسلامى الهى خود عمل نمود.

/ 390