سليمان بن صرد خزاعى "امير التوابين"
سليمان فرزند صُرَد بن جون بن ابى جون خزاعى و كنيه اش ابو مطرف است، نام او در زمان جاهليت يسار بود، اما وقتى اسلام آورد، رسول خدا صلى الله عليه و آله نام او را سليمان گذاشت.سليمان مردى خيّر، بافضيلت، عابد و متدين بود. او از ابتداى بناى شهر كوفه "در زمان خلافت عمربن خطاب" در آن جا سكنا گزيد و در ميان قوم خود منزلتى رفيع داشت. وى در جنگ هاى عصر اميرالمؤمنين عليه السلام در ركاب آن حضرت جنگيد، پس از مرگ معاويه به امام حسين عليه السلام نامه نوشت و او را به كوفه جهت هدايت و رهبرى مردم دعوت نمود؛ اما چون حضرت به جانب كوفه و كربلا آمد، سليمان از حمايت او محروم ماند، و سپس كه خبر شهادت آن حضرت به سليمان رسيد، سخت متأثر گرديد و با مسيّب بن نجبه و جمعى از كسانى كه از او دعوت كرده ولى ياريش ننموده بودند، گروه توابين را تشكيل دادند و سليمان به عنوان امير آن گروه قيام كرد و در عين الوردة با سپاه ابن زياد كه با لشكرى از شام آمده بود، رو به رو شد و جنگيد و در همين واقعه در سال 65 هجرى در سن 93 سالگى به شهادت رسيد. [ ر. ك: اسد الغابه، ج 2، ص 351؛ تهذيب التهذيب، ج 3، ص 485 - 265؛ در تاريخ بغداد، ج 1، ص 200 با اين تفاوت كه مى نويسند: او در جنگ صفين حضور داشته است. ]
ثبات قدم او در حمايت از امير مؤمنان
سليمان در دوران خلافت على بن ابي طالب عليه السلام از ياران و ملازمان حضرت گرديد و در تمام جنگ هاى دوران حكومت آن حضرت، و به قولى غير از جنگ جمل، حضور داشت. وى همان كسى است كه در نبرد صفين در يك مبارزه تن به تن حوشب ذاظليم را به قتل رسانيد. [ اسد الغابه، ج 2، ص 351. ] در اين جنگ، سليمان فرماندهى پياده نظام ميمنه سپاه امام على عليه السلام را بر عهده داشت. [ ر. ك: وقعة صفين، ص 205؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 4، ص 27. ]شيخ طوسى، وى را از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام به شمار آورده و مى نويسد: بنا به روايتى وى از حضور در جنگ جمل معذور بوده و در آن شركت نكرده است. [ رجال طوسى، ص 43، ش 12؛ ر. ك: وقعة صفين، ص 6؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 3، ص 105؛ معجم رجال الحديث، ج 8، ص 270. ]