جعده ملازم اميرالمؤمنين - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


جعده ملازم اميرالمؤمنين

جعده پس از هجرت به مدينه، مدتى در آن جا ماند و سپس به كوفه رفت و در كوفه مسكن گرفت. و موقعى كه حضرت على عليه السلام از جنگ جمل به كوفه وارد شد، در منزل او مسكن گزيد.

حضرت پس از مدتى جعده را به خراسان فرستاد، و سپس از خراسان بازگشت و در كوفه ماند و همواره ملازم اميرالمؤمنين عليه السلام بود. روزى حضرت مى خواست سخنرانى كند، جعده سنگى گذاشت و حضرت در حالى كه لباس پشمى به تن داشت و شمشير خود را با ليف خرما حمايل كرده بود و پيشانى اش پينه بسته بود، بالاى آن سنگ رفت و براى مردم سخنرانى كرد.

دلاورى جعده در جنگ صفين

جعده از دلاور مردانى است كه در جنگ صفين در ركاب دايى خود اميرالمؤمنين عليه السلام مردانه و با اخلاص جنگيد و از ولايت به حق مولايش حضرت على عليه السلام دفاع كرد.

نصر بن مزاحم از ابى جحيفه نقل مى كند كه: معاويه در يكى از روزهاى جنگ صفين، همه قريشيان را كه از شام همراهش بودند، جمع كرد و به آنان گفت: اى گروه قريش، براى هيچ كدام از شما غير از عمروعاص كار و هنرى ساخته نيست، شما را چه شده است، غيرت قريش كجا رفته است؟

پس از گفت و گوهاى زياد عتبه برادر معاويه گفت: از اين سخنان درگذريد كه من فردا با جعدة بن هبيره مخزومى روبرو مى شوم. معاويه اين را پسنديد و گفت: به به، قوم او خاندان مخزوم و مادرش ام هانى دختر ابوطالب و هماوردى بزرگوار و شايسته است.

عتبه در مواجهه با جعده به خشم آمد و به جعده دشنام داد، اما جعده از او روى برگرداند و پاسخش نداد، و چون عتبه از پيش جعده برگشت، تمامى سواران و نيروهاى خود را از قبايل سكون، ازد و صَدِف براى جنگ با جعده آماده ساخت و جعده هم آنچه مى توانست نيرو بسيج كرد و در برابر هم مصاف دادند. در آن روز جعده خود شخصاً نبرد مى كرد و با يارانش به نيروهاى عتبه حمله مى بردند و كار به جايى رسيد كه عتبه توان رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معركه گريخت و نزد معاويه رفت. معاويه به او گفت: جعده تو را رسوا كرد و تو را فرارى داد و چنان فضيحتى به بار آوردى كه هرگز لكه آن از دامنت پاك نخواهد شد. عتبه گفت: به خدا سوگند، من تمام كوشش خود را كردم ولى خداوند پيروزى ما را بر او مقدر نكرد، چه كنم؟ جعده هم پس از آن پيروزى نزد حضرت على عليه السلام منزلتى بيشتر يافت. [ ر. ك: وقعة صفين، ص 466 - 462؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 8، ص 100 - 97. ]

/ 390