جابر و بى اعتنايى به معاويه - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جابر و بى اعتنايى به معاويه

جابر در زمان حكومت معاويه چون روزگار بر او سخت مى گذشت و با اين كه مى دانست معاويه بر دين اسلام نمى ميرد [ عبداللَّه بن عمر از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه فرمود: يموت معاويه على غير الاسلام. وقعة صفين، ص 217. ] اما به ناچار قصد شام كرد تا با معاويه ملاقات نمايد و با مساعدت او به زندگى خود و خانواده اش سر و سامانى بخشد، اما معاويه به سببِ عناد و كينه اى كه به خاندان پيامبر و اصحاب و شيعيان آنان داشت چند روزى جابر را پشت در نگه داشت و اجازه ورود نمى داد تا بدين وسيله او را خوار و سبك نمايد، اما جابر پس از آن كه اجازه ورود يافت به معاويه گفت: مگر از رسول خدا نشنيدى كه فرمود: من حجب ذا فاقة و حاجة، حجبه اللَّه يوم فاقته و حاجته؛ هر كس به روى حاجتمند و بيچاره اى در را ببندد، خداوند درِ رحمتش را در قيامت به روى او مى بندد.

معاويه از شنيدن اعتراض جابر بسيار خشمناك شد و در غضب رفت و گفت: من هم از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: إنّكم ستلقون بعدي إمرة فاصبري حتى تردوا عليَّ الحوض، أفلا صبرت؟ بعد از من شماها به زمامدارانى مبتلا خواهيد شد "كه به شما اذيت و آزار مى رسانند" صبر كنيد تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شويد، اى جابر چرا صبر نكردى و اين جا آمدى؟

جابر گفت: آرى مرا به ياد چيزى كه فراموش كرده بودم، آوردى؛ لذا صبر مى كنم. اين را گفت و با بى اعتنايى از كاخ معاويه خارج شد و بر مركب خود سوار شد و به مدينه بازگشت.

معاويه از اين برخورد پشيمان شد و شش صد دينار طلا براى جابر فرستاد، اما جابر نپذيرفت و به فرستاده او گفت: به معاويه بگو: واللَّه يابن آكلة الأكباد، لا وجدتَ في صحيفتك حسنة أنا سببها أبداً؛ به خدا قسم اى پسر زن جگر خوار، در نامه اعمالت خيرى نخواهى ديد كه من سبب آن شده باشم. [ قاموس الرجال، ج2، ص 521. ]

/ 390