نقدى بر عبادت و زهد ربيع
با وجود اخبار و روايات زيادى كه به زهد و عبادت منحصر به فرد ربيع تصريح مى كند، اما موضع انفعالى او در صفين [ در سند فوق، ترديد خواجه ربيع در همراهى با حضرت على عليه السلام را در جنگ با خوارج ذكر كرده است. ] و ترديد و دودلى او در مورد ضرورت يارى اميرالمؤمنين عليه السلام و جنگ عليه معاويه چهره او را در نظر ما مخدوش مى سازد. [ ر. ك: اعيان الشيعه، ج 6، ص 455؛ معجم رجال الحديث، ج 7، ص 167. ]علامه محسن امين در اين خصوص مى نويسد: به هر تقدير، خوددارى ربيع بن خثيم از شركت در جنگ صفين، نشان مى دهد كه وى در ولاى اميرالمؤمنين عليه السلام از بصيرتى نافذ و بينشى هوشمندانه برخوردار نبوده است، زيرا او نه تنها در وجوب قتال مسلمين "در شرايطى به خصوص" مردّد بود بلكه در اصل جواز نبرد با مسلمانان نيز ترديد نمود مثل اين كه آيه وان طائفتان من المؤمنين... و حديث نبوى معروف: علىٌ مع الحق و الحق مع على را پيش تر نشنيده بوده است! تقواى او تقواى خوارج بود، و تنگ نظرى او همان تنگ نظرى و جمود و تحجر خوارج، خوارجى كه در طول تاريخ اسلام، خطرشان از خطر كسانى كه آشكارا در كمند فسق گرفتار شده اند، بيشتر و بيشتر بوده است. خوارجى كه در برخى موارد از منافقين خطرناك تر و خطرسازتر بوده اند و يا لااقل هم پاى آنان كيان اسلام را به مخاطره انداخته اند.
سيد محسن امين عاملى در آخر مى گويد: به هر تقدير اين شخصيت نامى، زاهدى متقى بود اما زهد و ورع و تقوايش با تحجر و جمود فكرى و تنگ نظرى درآميخته بود.
مرحوم علامه نورى صاحب مستدرك الوسائل تمام اعمال و عبادت هاى خواجه ربيع را زير سؤال برده و مى گويد: عبادت هاى بدنى كه بدون اعتقاد صحيح باشد، ارزش ندارد؛ كسى كه به مقام شامخ ولايت امير مؤمنان عليه السلام به صورت ترديد مى نگرد و جنگ آن امام عليه السلام را با پسر ابوسفيان زير سؤال مى برد، اعمال بدنى او چه تأثيرى دارد؟ چنانچه سخن نگفتن او، و سكوت بيست ساله اش از ديدگاه اسلام مذموم است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان ما در امور مباح دنيا حرف مى زدند و گاهى مزاح مى كردند، بنابراين راه و رسم ربيع از ديدگاه اسلام مورد تاييد ما نيست. [ اعيان الشيعه، ج 6، ص 455؛ معجم رجال الحديث، ج 7، ص 167. ]