در جنگ صفين - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


در جنگ صفين

زمانى كه اميرالمؤمنين عليه السلام براى نبرد با قاسطين، عازم صفين شد، ابتدا فرماندهان و رهبران نظامى قبايل و طوايف هفت گانه كوفه را برگزيد؛ يكى از اين رهبران نظامى، سعيد بن قيس همدانى بود، كه حضرت امير عليه السلام وى را به فرماندهى نيروهاى همدان و نيروهاى حمير - كه همراه با نيروهاى همدان بودند - منصوب كرد. [ وقعة صفين، ص 117. ]

در جنگ صفين، اشعث بن قيس كندى رياست دو طايفه كنده و ربيعه را بر عهده داشت. اميرالمؤمنين عليه السلام وى را در مسير صفين از مسند رياستش بركنار و حسّان بن مخدوج را به فرماندهى اين دو قبيله منصوب كرد. اشعث از اقدام حضرت على عليه السلام سخت دلگير شد و همين امر باعث شد كه گروهى از يمنى ها اعتراض كرده و بر اقدام امام عليه السلام خرده بگيرند. هنگامى كه سعيد از اين موضوع باخبر شد، بسيار خشمگين شد و بى درنگ نزد اهالى معترض يمن رفت و خطاب به آنان چنين گفت:

اى جماعت يمنى، من تا كنون گروهى تنگ نظر و بدانديش تر از شما نديده ام، اگر از على سرپيچى كنيد آيا شما براى رسيدن به دشمن او وسيله اى داريد؟ آيا معاويه بدل خوبى براى على است؟ و يا شام جانشين خوبى براى عراق است؟ يا ربيعه در ميان طايفه مضر ياورى سراغ دارد؟ پس شما براى چه اين گونه به اقدام صائب اميرالمؤمنين عليه السلام اعتراض مى كنيد و چهره درهم مى كشيد؟ لذا سخن همان است كه او مى فرمايد و اقدام همان است كه او معمول مى دارد. [ وقعة صفين، ص 137. ]

امام تلاش فراوانى كرد كه بتواند جلوى جنگ را بگيرد، لذا افرادى مثل بشير بن عمرو انصارى، و سعيد بن قيس همدانى و شبث بن ربعى را نزد معاويه فرستاد تا شايد او را از جنگ و خون ريزى باز دارد و با صلح و مذاكره مسائل و مشكلات رفع شود؛ اما معاويه در عوض پاسخ تندى داد و اعلان كرد ميان ما و شما جز شمشير نخواهد بود و آنها با دست خالى به جانب امام عليه السلام بازگشتند و نظر معاويه را به حضرت امير عليه السلام رساندند. [ ر. ك: وقعة صفين، ص 188 و 187. ]

سپس گروهى از قاريان عراق و شام كه سى هزار نفر بودند در كنار صفين قرارگاهى زدند و سران آنان چون علقمة بن قيس، عبيده سلمانى، عبداللَّه بن عتبه و عامر بن عبدالقيس كه از شاگردان عبداللَّه بن مسعود بودند، شروع به آمد و شد ميان سپاهيان حضرت على عليه السلام و معاويه نمودند و مدت سه ماه اين رفت و آمد ادامه داشت. معاويه هر چه مى توانست دليل و مدرك براى جنگ و خون ريزى ارائه مى داد، اما همين كه نزد امام عليه السلام مى آمدند و پاسخ معاويه را مى شنيدند، قانع مى شدند و مجدداً به معاويه مراجعه مى كردند و نظر اميرالمؤمنين عليه السلام را به او مى گفتند؛ اما سرانجام معاويه حاضر نشد تن به حق دهد و عاقبت آماده جنگ شد. [ تفصيل مطلب در شرح حال علقمة بن قيس خواهد آمد. ]

/ 390