سلمان فارسى
سلمان فارسى يا به تعبيرى سلمان الخير و به فرموده امام صادق عليه السلام: سلمان محمدى ايرانى الاصل و از منطقه جىّ اصفهان و يا از رامهرمز خوزستان بود. [ احتمال دارد پدرش از جىّ اصفهان و مادرش از رامهرمز خوزستان بوده است. ] نامش قبل از اسلام مابه فرزند بوذخشان از نژاد و نوادگان سلطان آب پادشاه ايران است و كنيه اش ابو عبداللَّه و در شمار آزادشده ها و وابسته به رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است.سلمان همواره موحد و خداپرست بود و هيچ گاه در برابر خورشيد، آتش و بت سجده نكرد و براى كسب معارف الهى و شناخت دين و آيين محمدى، سختى و رنج و ملامت بسيار كشيد و شايد كسى براى رسيدن به اسلام جز اندك افرادى چنين سختى متحمل نشده تا در مدينه به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله شرفياب شد و ايمان آورد و او همواره به آيين اسلام افتخار مى ورزيد كه وقتى از نام و نسبش مى پرسيدند، مى گفت: من فرزند اسلام و اولاد آدم مى باشم. [ ر. ك: اسد الغابه، ج2، ص 328؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 18، ص 34؛ تهذيب التهذيب، ج 3، ص 423؛ بحارالانوار، ج 22، ص 359. ]
در برخى روايات آمده كه سلمان از زمانى كه خود را شناخت تا به تشرف اسلام درآمد، بيش از ده ارباب داشته و دست به دست شده تا در پايان به دست رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آزاد گرديد. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 18، ص 34. ]
سلمان پس از تشرف به اسلام در اثر تقرّب و نزديكى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و اطاعت و فرمان بردارى از دستوراهاى عاليه اسلام و بالاخره با عبادت و اخلاص، زهد و پارسايى، تلاش و جهاد از مقرب ترين و شايسته ترين ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله درآمد و به مقامات عالى و فضايل برتر دست يافت. به طورى كه به مقام شامخ سلمان از ما اهل بيت است، نايل آمد. [ در جنگ احزاب، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سلمان منّا اهل البيت توضيح آن خواهد آمد. ]
امام صادق عليه السلام به منصور بزرج كه درباره سلمان فارسى سؤال كرد، فرمود: لا تقل سلمان الفارسى، ولكن قل سلمان المحمّدى؛ نگو سلمان فارسى بلكه بگو سلمان محمّدى. [ بحارالانوار، ج 22، ص 327. ]
سلمان در جنگ خندق "كه اولين غزوه پس از ايمان آوردن او بود" شركت كرد و حفر خندق به دور مدينه را مطرح كرد و مورد پذيرش پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اصحاب قرار گرفت. همين خندق سبب عدم دسترسى مشركين و احزاب به داخل مدينه شد و براى مسلمانان روزنه پيروزى و اميدوارى گرديد. سلمان پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله در زمره ياران مخلص و شيعيان راستين اميرمؤمنان على عليه السلام درآمد و هرگز از اين راه به انحراف نرفت و از جمله چهار نفرى بود كه سرهاى خود را تراشيده و شمشيرها را حمايل كردند و براى يارى آن حضرت بيعت كرده و به مخالفت با ابوبكر برخاستند.