سخنان خيرخواهانه ابو الهيثم در آستانه حركت به بصره
هنگامى كه اميرالمؤمنين على عليه السلام از حركت طلحه و زبير و عايشه از مكه به سمت بصره، آگاه گرديد، منادى ندا داد و مردم را با فرياد الصلاة جامعه به مسجد فرا خواند. اصحاب و ياران امام عليه السلام در مسجد تجمع كردند و حضرت امير عليه السلام پس از حمد و ثناى الهى، خطبه اى براى اجتماع كنندگان ايراد نمود، و در عظمت پيامبر صلى الله عليه و آله و برترى خود در امر خلافت و نيز درباره پيمان طلحه و زبير و نقض آن و رفتن اين دو به بصره و ايجاد فتنه و آشوب سخن فرمود و مردم را براى حركت به جانب بصره و جنگ با ناكثين فراخواند؛ در همين حال ابوالهيثم بن تيهان برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان، حسادت قريش به شما به دو گونه است: بزرگان و صلحاى آنان به فضل و منقبت و به علو درجه معنوى شما رشك مى ورزند و غبطه مى خورند و مى كوشند تا فضايل شما را به دست آورند و امّا حسادت اراذل قريش كه خطرناك هم هست به گونه اى است كه كردار نيك شان را تباه مى كند و بار گناهشان را سنگين تر مى سازد، آنان در حسادت به منزلت بلند و جايگاه رفيع شما نزد خدا و رسولش و نزد امت تا جايى پيش رفته اند كه حتى راضى نمى شوند كه خود را با شما برابر ببينند و در انديشه آنند كه در نيابت از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اداره امور مسلمين، از شما سبقت گرفته و بر شما تقدم جويند. اميدوارم خداوند متعال آنان را از رسيدن به مقصود بى پايانشان در اين ميدان واژگون گرداند.ما مى دانيم كه تو شايسته ترين مرد قريش و سزاوارترين آنان به مسند خلافتى، چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در حياتش يارى كردى و حقوق او را در مرگش ادا نمودى، به خدا سوگند كه آتش فتنه و ظلم قريش، فقط دامان خودشان را خواهد گرفت "و اعمال خودشان را خواهد سوزاند و اعمالشان را تباه خواهد ساخت. و عواقب وخيم اين نافرمانى سرانجام دامن گير خودشان خواهد بود"، و ما هم يا اميرالمؤمنين همه انصار و ياران توايم، پس به هر چه كه مى خواهى فرمان بده.
سپس اشعارى در اين باره سرود. اميرالمؤمنين عليه السلام او را به دعاى خير پاداش داد، سپس ديگران برخاستند و هر كدام مانند ابوالهيثم از حركت به سوى بصره و جنگ با ناكثين، امام عليه السلام را تأييد نمودند. [ ر. ك: امالى مفيد، ص 154، مجلس 19، ح 6. ]
سخنان آتشين ابو الهيثم در صفين
ابوالهيثم در يكى از روزهاى جنگ صفين، صفوف سپاه عراق از لشكريان على عليه السلام را منظم كرد و سپس آنان را با سخنان گرم و آتشين براى حمله به شاميان آماده كرد و چنين گفت:اى اهل عراق، اينك ميان شما و پيروزى نزديك و با ميعادگاه هايتان در بهشت فاصله اى كمتر از يك روز است، پس با قدم هاى استوار و صفوف منظم به استقبال بهشت برويد، امروز جمجمه هاى خود را ساعتى به خدايتان عاريت دهيد و از او استعانت جوئيد و با دشمنان خدا و دشمنان خودتان پيكار كنيد و آنان را بكشيد، كه خدايشان آنها را بكشد، و آنان مضمحل و متوارى مى گردند و در اين راه صبور باشيد چرا كه زمين از آن خداست و هر كه را بخواهد وارث آن مى گرداند، اما حُسنِ عاقبت همانا از آنِ پرهيزكاران خواهد بود. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 5، ص 109. ]