سيحان بن صوحان عبدى - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


سيحان بن صوحان عبدى

سيحان فرزند صوحان، برادر زيد و صعصعة بن صوحان است كه در شرح حال زيد سلسله نست او را به طور اختصار آورده ايم؛ وى هم چون دو برادرش زيد و صعصعه از اصحاب با وفاى اميرمؤمنان على عليه السلام به شمار مى آيد. [ رجال طوسى، ص 43، ش 6. ]

سيحان چون ديگر برادرانش زيد و صعصعه، اميرالمؤمنين على عليه السلام را در جنگ جمل همراهى كرد و در ركاب آن حضرت شجاعانه جنگيد و با برادرش زيد در حمايت از مولايش على عليه السلام در اين جنگ به شهادت رسيد و در همان محل در يك قبر دفن گرديد. [ ر. ك: كامل ابن اثير، ج 2، ص 340؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 517. ]

نقش سيحان در جنگ جمل

سيحان از جمله افرادى است كه در برابر امتناع ابو موسى در ترغيب مردم در يارى امام على عليه السلام در جنگ جمل مخالفت كرد و به كوفيان گفت: اى مردم كوفه، براى اداره مملكت و امور مسلمانان ناچار از وجودِ قائد و رهبرى است، البته رهبرى كه بتواند ظلمِ ستم كاران را دفع و حق مظلومان را بستاند و امت را متحد و منسجم نمايد. اينك والى و امام شما اميرالمؤمنين مى خواهد به او ملحق شويد تا با كمك شما تكليف خود را با اين دو "طلحه و زبير" كه پرچم مخالفت برافراشته اند، روشن سازد، على عليه السلام برترين فرد امت و فقيه ترين افراد در دين خداست، پس هر كس دعوت او را اجابت نمايد و به سمت بصره حركت كند، ما نيز او را همراهى خواهيم كرد.

پس از او عمار ياسر برخاست و سخنانى ايراد كرد، بعد از عمار امام حسن مجتبى عليه السلام نيز مطالبى در خصوص لزومِ حركت مردم براى يارى اميرمؤمنان عليه السلام ايراد نمود، و عده اى از سران و بزرگان كوفه مثل حجر بن عدى، هند بن عمرو و ديگران به ترتيب برخاستند و حمايت خود را از حركت به سوى بصره در ركاب امير مؤمنان على عليه السلام اعلام كردند. سرانجام مردم كوفه بسيج شدند و يك لشكر دوازده هزار نفرى سازمان يافت و عازم بصره گرديد. اين نيروها در ذى قار به امام عليه السلام پيوستند. [ ر. ك: كامل ابن اثير، ج 2، ص 329 - 326؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 487 - 481. ]

/ 390