تدوين كتاب نحو
ابو الاسود كتابى در علم نحو تدوين نمود، از اين رو بسيارى از كتاب هاى ترجمه علم نحو را، به وى نسبت داده اند و نيز برخى از مورخان، اين علم را به اميرالمؤمنين عليه السلام منتسب مى دانند، ولى اين دو ديدگاه منافاتى با هم ندارند ؛ زيرا اميرالمؤمنين عليه السلام استاد ابو الاسود بوده است. لذا وقتى از ابوالاسود پرسيدند: علم نحو را از كجا به دست آورده اى؟ پاسخ داد: اصول آن را از حضرت على عليه السلام گرفتم [ الاغانى، ج 12، ص 348. ] و سپس بر آن افزودم. [ سير اعلام النبلاء، ج 5، ص 117. ]باز همو مى گويد: روزى بر اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شدم و حضرت را در حال فكر كردن ديدم، عرض كردم: يا اميرالمؤمنين، به چه مى انديشيد؟ فرمود: شنيده ام در شهر شما مردم قرآن را صحيح قرائت نمى كنند و در تلفظ آن اشتباه دارند، مى خواهم كتابى در اصول عربى بنويسم.
گفتم: اگر چنين كنيد ما را زنده و لغت عرب را استوار كرده ايد، بعد از چند روز خدمت امام عليه السلام رسيدم، ايشان نامه اى به من داد كه در آن نوشته شده بود:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم، الكلام كلُه اسمٌ و فعلٌ و حرفٌ، فالإسم ما أنبأ عن المسمّي، و الفعل ما أنبأ عن حركة المسمّى، و الحرف ما أنبأ عن معنى ليس باسم و لافعل؛
به نام خداوند بخشنده مهربان، كلام بر سه قسم است: اسم و فعل و حرف. اسم آن است كه از چيزى خبر دهد و فعل از انجام كارى خبر مى دهد و حرف، از چيزى خبر مى دهد كه نه اسم است نه فعل. [ حرف معناى ربطى دارد كه نه اسم است نه فعل و لذا استقلالى براى معناى حرفى نيست. ]
سپس امام عليه السلام فرمود: از اين روش تبعيت كن و آن چه به نظرت مى رسد به آن اضافه نما. پس از چند روزى خدمت امام عليه السلام رسيدم و آنچه در مورد علم مذكور جمع آورى كرده بودم، به محضرش ارائه دادم. [ سير اعلام النبلاء، ج 5، ص 117. ]
طبق نقل واقدى، وقتى ابو الاسود آنچه را كه درباره نحو نوشته بود، خدمت حضرت آورد، امام عليه السلام به او فرمود: ما أحسن هذا النحو الذي نحوت ؛ چه زيبا اين نحو را ترتيب داده اى. و اين علم بعد از آن علم نحو ناميده شد. [ سير اعلام النبلاء، ج 5، ص 117. ]
زياد بن ابيه از ابو الاسود تقاضا كرد كه درباره علم نحو كتابى بنويسد و او نپذيرفت تا اين كه روزى، عربى را ديد كه اين آيه شريفه إنّ اللَّه برى ءٌ من المشركين و رَسولُه را بكسر لام "رسولِه" مى خواند كه معناى آيه چنين مى شد: خدا از مشركين و از رسول خود بيزار است - نعوذ باللَّه - در حالى كه بايد و رسولُه بضم لام خوانده شود تا آيه در معناى خود به كار رود، يعنى: خدا و رسولش از مشركين بيزارند. همين امر باعث شد كه وى كتابى در علم نحو تأليف كند. [ اعيان الشيعه، ج 7، ص 403. ]