ارادت و ايمان حذيفه به على و اهل بيت پيامبر
حذيفه از باوفاترين ياران حضرت على عليه السلام محسوب مى شود. وى از معدود كسانى است كه تا آخر عمر از روش پيامبر عدول نكرد و در امر دين، دچار تغيير نشد و همواره راه علىّ عليه السلام را سرمشق زندگى خود قرار داد، و از اصحاب سرّ آن حضرت گرديد.در نزديكى و تقرب حذيفه به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله همين بس كه او يكى از اركان اربعه [ ر. ك: همين كتاب، ص 81. ] به شمار مى آيد. و يكى از معدود كسانى بود كه بر بدن مطهر حضرت فاطمه عليهماالسلام نماز خواند و در دفن پيكر بانوى بزرگ اسلام شركت جست. [ اعيان الشيعه، ج 24، ص 598. ]
حذيفه و بيان فضايل اميرالمؤمنين على
اصبغ بن نباته مى گويد: موقعى كه زيد بن صوحان در جنگ جمل مجروح شد و روى زمين افتاده بود و هنوز رمقى در بدن داشت. امير مؤمنان عليه السلام بر بالين او آمد و فرمود: اى زيد، خدا تو را رحمت كند، تو را نشناختم جز اين كه خفيف المؤونه "كم هزينه" و كثير المعونه "پربار" بودى. زيد سرش را بلند كرد و با همان حال نزار و جان دادن گفت: اى امير مؤمنان، خداوند تو را رحمت كند، به خدا سوگند تو را نشناختم جز اين كه به خدا عالم و به آياتش آشنا و عارف بودى، به خدا قسم من از روى جهل و ناآگاهى در ركاب تو نجنگيدم بلكه از حذيفه شنيدم كه مى گفت: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده ام كه فرمود:علىٌ أميرُ البررة و قاتِلُ الفجرة، منصورٌ مَن نَصَره، وَ مَخْذولٌ مَن خَذله، ألا و ان الحقّ معه، ألا و ان الحقّ مع يتبعه، ألا فميلوا معه؛
على امير نيكوكاران و قاتل فاجران است، هر كه وى را يارى كند، خدا ياريش كند و هر كه خوارش گرداند، خدا او را خوار كند، آگاه باشيد همانا حق با على است، آگاه باشيد همانا حق با على است، او را پيروى كنيد، آگاه باشيد به او متمايل باشيد به سويى مى رود، برويد. [ مناقب خوارزمى، ص 177. ]
ربيعة بن مالك سعدى مى گويد: نزد حذيفة بن يمان رفتم و گفتم: اى ابا عبداللَّه مردم فضايل و مناقب على را حديث مى كنند، ولى اهل بصيرت و درايت به آنان مى گويند: شما در ستايش اين مرد "على" زياده روى مى كنيد، حال آيا تو حديثى براى من نقل مى كنى كه آن را براى مردم نقل كنم؟
حذيفه گفت: اى ربيعه، چه چيزى را درباره على عليه السلام از من مى پرسى و من براى تو چه چيزى را بگويم؟
و الذى نفسُ حذيفة بيده، لو وُضع جميع أعمال امة محمّد صلى الله عليه و آله في كفة الميزان منذ بعث اللَّه تعالى محمّداً الى يوم الناس هذا و وُضع عملٌ واحدٌ من اعمال على في كفة الاُخرى، لَرَجح على أعمالهم كلها؛
سوگند به خدايى كه جان حذيفه در دست قدرت اوست، اگر همه اعمال امت محمّد صلى الله عليه و آله از روزى كه آن حضرت برانگيخته شده است تا امروز در يك كفه ترازو قرار دهند و يكى از اعمال على عليه السلام را در كفه ديگر قرار دهند، يك عمل على بر همه اعمال آنان برترى خواهد داشت.
ربيعه با شنيدن اين حديث چنين گفت: اين ديگر مدح و ستايشى غيرقابل تحمل است و من آن را زياده روى مى پندارم!
حذيفه گفت: اى بدبخت و اى فرو مايه، چگونه غيرقابل تحمل است؟ مسلمانان در روز جنگ خندق كجا بودند آن هنگامى كه عمرو بن عبدود و يارانش از خندق گذشتند و بيم و بى تابى سرا پاى وجودشان را فرا گرفته بود و عمرو فرياد مى زد و هماورد مى طلبيد، اما همه خود را كنار كشيده و از مقابله با ابن عبدود خوددارى مى كردند و اين على بن ابى طالب عليه السلام بود كه به نبرد او شتافت و او را به هلاكت رساند.
حذيفه در ادامه گفت:
و الذي نفس حذيفه بيده لعملُه ذلك اليوم أعظم أجراً من أعمال أمة محمّد صلى الله عليه و آله الى هذا اليوم و الى أن تقوم القيامة؛
سوگند به كسى كه جان حذيفه در دست اوست، عمل آن روز على عليه السلام از لحاظ پاداش بزرگ تر از اعمال امت محمّد صلى الله عليه و آله نه تنها تا به امروز بلكه تا قيام قيامت است. [ شرح ابن ابى الحديد، ج 19، ص 60 و 61؛ ر. ك: سفينة البحار، ج 1، ص 236، ماده حذف. ]