ام سنان بنت خيثمه - اصحاب امام علی(علیه السلام) جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصحاب امام علی(علیه السلام) - جلد 1

سید اصغر ناظم زاده قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


ام سنان بنت خيثمه

ام سنان دختر خيثمه از دوست داران امام على عليه السلام و شاعران سپاه حضرت على عليه السلام بوده است.

هنگامى كه ام سنان براى شكايت از مروان نزد معاويه رفت، جهت توجه معاويه به شكايت خود مطالبى گفت كه معاويه را خوش آمد و به سخنانش گوش داد. ام سنان در ادامه گفت: اى اميرمؤمنان! آنچه ما براى تو گمان مى كنيم، حظ و بهره ات بيشتر از آن است، به خدا سوگند فقط اين اطرافيان تو سبب شده اند كه دل هاى مسلمانان نسبت به تو پر از كينه و نارضايتى شود، سخنان اينها را درهم بكوب و خودشان را از اطراف خود دور كن و اگر اين كار را كردى، بدان كه به خداوند نزديك و محبت تو در دل هاى مؤمنان بيشتر خواهد شد.

معاويه گفت: آيا واقعاً اين سخن از تو است كه درباره من گفتى؟ ام سنان در پاسخ گفت: سبحان اللَّه، به خدا سوگند، مثل تو به باطل مدح نمى شود و به دروغ عذر آورده نمى گردد و همانا تو رأى و عقيده و ضمير دل ما را مى دانى، اما بگذار عقيده ام را برايت بگويم و چنين گفت: كان واللَّه علىٌّ أحبّ إلينا منك، و أنت أحبّ إلينا من غيرك، به خدا قسم على بن ابى طالب عليه السلام پيش ما از تو محبوب تر و به دل ما نزديك تر از تو است و تو هم نزد ما از غير خود به ما نزديك ترى.

معاويه پرسيد: مراد تو از غير من چه كسانى اند؟ گفت: مروان بن حكم والى مدينه و سعيد بن عاص. پرسيد: حال چه مى خواهى؟ ام سنان در مذمت مروان بن حكم، مطالبى از بى عدالتى و ستم هاى او به زبان آورد و در آخر گفت: فرزند پسرم را بدون گناه زندان كرده و تقاضاى آزادى او را دارم! معاويه فوراً دستور داد به مروان بن حكم بنويسند، نوه او را آزاد كند، بعد مركب راهوارى با پنج هزار درهم به ام سنان هديه داد و وسايل بازگشت وى را به مدينه فراهم نمود. [ عقد الفريد، ج 2، ص 108؛ ر. ك: اعيان الشيعه، ج 3، ص 480. ]

آرى ياران باوفاى اميرالمؤمنين على عليه السلام زن و مردشان هرگز در برابر هيبت و قدرت دشمن دست از حق گويى برنمى داشتند و در برابر معاويه هم كه اعدى عدوّ على عليه السلام بود، به برترى و فضيلت آن امام همام اصرار مى ورزيدند.

ام مسلم بن عبداللَّه جهنى

ام مسلم، از بانوان بزرگوار و با استقامت و از دوست داران و ياران اميرمؤمنان عليه السلام بوده است.

شيخ مفيد رحمه الله و ديگر مورخان نقل مى كنند: هنگامى كه در جنگ جمل فرزندش مسلم بن عبداللَّه به دستور اميرالمؤمنين عليه السلام قبل از آغاز جنگ، قرآن براى اصحاب جمل تلاوت مى كرد، به فرمان عايشه تيرباران شد و او را به شهادت رساندند كه او اولين شهيد جنگ جمل مى باشد، وقتى جنازه اش را مقابل اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند، مادرش گريست و در هجران فرزند اشعارى سرود:




  • يا رَبِّ إنّ مُسلماً دَعاهُم
    فَخَضَبُوا مِن دَمِهِ قَناهُم
    فَخَضَبُوا مِن دَمِهِ قَناهُم



  • يَتلُو كتابَ اللَّهِ لا يَخشاهُم
    و اُمُّهُم قائِمةٌ تَراهُم
    و اُمُّهُم قائِمةٌ تَراهُم



  • تأمُرُهُم بِالْقَتل لا تَنهاهُم
    تأمُرُهُم بِالْقَتل لا تَنهاهُم

- پروردگارا، همانا مسلم آنان را به كتاب خدا فراخواند و آنها كتاب را مى خوانند، از آن نمى ترسند.

- پس |سرهاى| نيزه خود را از خون وى رنگين كردند و مادرشان "عايشه" ايستاده بود و مى نگريست.

- و آنان را به كشتن |قارى قرآن| امر مى كرد و منعشان نمى كرد. [ ر. ك: الجمل، ص 339؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 511. ]

آرى اين شيرزن در جبهه نبرد حق عليه باطل فرزند رشيدش را فدا مى كند و دست از حمايت امام به حق اميرالمؤمنين عليه السلام برنمى دارد.


ام موسى

او اهل كوفه است كه از اميرالمؤمنين على عليه السلام و از ام سلمه روايت هايى نقل كرده است. نامِ وى فاخته و يا حبيبه بوده است. [ تهذيب التهذيب، ج 10، ص 532. ]

امينه انصارى

امينه انصارى، از اصحاب و دوست داران اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه طبع شعرى داشت. و از سروده هاى او مربوط به شهداى جنگ صفين معروف است كه يك بيت آن درباره مالك بن تيهان چنين است:




  • يا أبا الهيثم بنَ تيهانَ إنّى
    صِرتُ للهمِّ مَعدِناً و وِساداً



  • صِرتُ للهمِّ مَعدِناً و وِساداً
    صِرتُ للهمِّ مَعدِناً و وِساداً



- اى ابا الهيثم بن تيهان اينك وجودم در شهادت تو، انباشته از غم و اندوه شده است. [ وقعة صفين، ص 365. ]

/ 390