چند وجه در معناى آيه:" قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ..."
" قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا" مراد از" قيام در ليل" قيام در شب براى نماز است، پس كلمه" ليل" مفعول فيه است، كه مجازا مفعول به واقع شده، مثل اينكه مىگويند:" دخلت الدار- داخل شدم خانه را"، كه حقيقتش" دخلت فى الدار- داخل شدم در خانه" است.بعضى «1» گفتهاند: معمول" قم" در تقدير است، و كلمه" ليل" به خاطر ظرفيت منصوب شده، و تقدير كلام" قم الى الصلاة فى الليل" است، و جمله" الا قليلا" استثنا از كلمه" ليل" است.و از ظاهر سياق بر مىآيد كه جمله" نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ"، بدل باشد از جمله" اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا"، كه متعلق تكليف" قم" است، و دو ضمير" منه" و" عليه" به كلمه" نصف"، و ضمير در" نصفه" به كلمه" ليل" بر مىگردد، و معناى آيه اين است كه نيمى از شب را بپا خيز، و يا كمى از نصف كم كن، و يا اندكى بر نصف بيفزا، و اين ترديد بين سه امر ترديد تخيير است، مىخواهد بفرمايد: مخيرى بين اينكه درست نيمى از شب را زنده بدارى، و يا كمى كمتر از نصف، و يا كمى بيشتر از آن را.بعضى «2» از مفسرين گفتهاند: كلمه" نصفه" بدل از مستثنى، يعنى كلمه" قليلا" است، و اگر اينطور باشد، معنا چنين مىشود: شب را بپا خيز الا نصف آن را، و يا از نصف كمى كمتر كن، يعنى بيشتر از نصف را بپا خيز، و يا كمى زيادتر كن، يعنى كمتر از نصف بپا خيز. و در اين صورت بر عكس وجه قبلى جمله بدل، ابهام را از مستثنى به مطابقه و از مستثنى منه به التزام بر مىدارد.و اين دو وجه هر چند در نتيجه يكى هستند، و ليكن وجه قبلى زودتر به ذهن مىرسد، چون احتياج به رفع ابهام كردن به وسيله بدل از متعلق حكم، سابقه بيشترى دارد، تا احتياج به رفع ابهام از توابع و ملحقات آن. پس بدل بودن جمله" نصفه ..." از كلمه" ليل" كه لازمه آن رفع ابهام از متعلق تكليف است به دلالت مطابقى زودتر به ذهن مىرسد، از اينكه بدل باشد از كلمه" قليلا".بعضى «3» ديگر گفتهاند: كلمه" نصفه" بدل از ليل است، و ليكن مراد از قليل، قليل از شبهاست، نه قليل از ساعتهاى يك شب، و معناى آيه اين است كه: همه نيمه شبها بر خيز،(1) روح البيان، ج 10، ص 204.(2) روح المعانى، ج 29، ص 102.(3) تفسير كشاف، ج 4، ص 636. و مجمع البيان، ج 10، ص 377.